به گزارش خبرگزاری مهر، روابط ایران و چین سابقهای دو هزار ساله دارد؛ رابطهای که همواره در بستر تجارت و بهویژه در امتداد جاده ابریشم شکل گرفت و در طول زمان، بیش از آنکه درگیر منازعه باشد، بر تعامل، همکاری و احترام متقابل استوار بوده است. در حالی که ساختار نظام بینالملل و مناسبات اقتصادی جهان طی قرنها بارها دگرگون شده، پیوند میان تهران و پکن همچنان استمرار یافته است. لذا امروز این روابط میتواند بر پایه ظرفیتها و نیازهای متقابل دو کشور و با هدف ارتقای سطح آن بازتعریف شود؛ ظرفیتی که در دو حوزه مواد اولیه معدنی و فناوری به وضوح قابل مشاهده است.
چین بزرگترین مصرفکننده و یکی از مسلطترین بازیگران زنجیره جهانی مواد معدنی است. در سال 2022، حدود 810 میلیارد دلار از اقتصاد 17 تریلیون دلاری این کشور به فعالیتهای مرتبط با مواد معدنی اختصاص داشت. با این حال، قدرت صنعتی چین با یک آسیبپذیری مهم همراه است؛ این کشور برای تامین بخشی از مواد اولیه مورد نیاز خود به منابع خارجی وابسته است و حدود 60 درصد از نیازهای معدنی خود را از خارج تامین میکند. در سال 2025، چین حدود 123 میلیارد دلار سنگآهن، 102 میلیارد دلار طلا و 82 میلیارد دلار مس وارد کرد؛ در کنار آن، واردات زغالسنگ، آلومینیوم، فلزات گرانبها، روی، نیکل و سایر مواد معدنی نیز بخش قابلتوجهی از نیاز صنعتی این کشور را تشکیل داد.
البته مسيله فقط حجم واردات نیست؛ امنیت مسیرهای تامین نیز برای چین اهمیت حیاتی دارد. بخش قابلتوجهی از صادرکنندگان مواد معدنی به چین، از استرالیا و کانادا گرفته تا شیلی و برخی کشورهای آفریقایی، در منظومه سیاسی و امنیتی غرب قرار دارند. در صورت شکلگیری بحران جدی میان چین و آمریکا و حتی احتمال اعمال محاصره دریایی، وابستگی چین به این مبادی میتواند به یکی از نقاط آسیبپذیری اقتصاد این کشور تبدیل شود.
در این میان، ایران میتواند بخشی از معادله امنیت منابع چین را تغییر دهد. ایران از ذخایر قابلتوجه سنگآهن، مس و زغالسنگ برخوردار است؛ ذخایری که بهترتیب حدود 38، 20 و 1.4 میلیارد تن برآورد میشوند. فعالسازی این ظرفیتها نهتنها به تنوعبخشی چین در مبادی تامین مواد معدنی کمک میکند، بلکه موقعیت جغرافیایی ایران نیز مزیتی مستقل ایجاد مینماید. قرار گرفتن ایران در مجاورت تنگه هرمز و برخورداری از ظرفیت اثرگذاری بر مسیرهای راهبردی انرژی و تجارت، از جمله بابالمندب و کانال سويز، به تهران امکان میدهد در معادلات ژيوپلیتیکی مرتبط با امنیت تجارت چین نقش موثرتری ایفا کند.
در سوی دیگر این رابطه، فناوری و زیرساخت قرار دارد. تحریمهای آمریکا طی سالهای گذشته دسترسی ایران به بخشی از فناوریهای پیشرفته و سرمایه مورد نیاز برای توسعه زیرساخت را محدود کرده است؛ در مقابل، چین به یکی از قدرتهای پیشرو جهان در توسعه زیرساخت تبدیل شده، بهگونهای که برآوردها نشان میدهد سرمایهگذاری زیرساختی طی سالهای 2003 تا 2016 سهمی معادل 9 تا 20 درصد از متوسط رشد سالانه اقتصاد این کشور داشته است. استفاده از ظرفیت فناورانه چین در توسعه زیرساختهای داخلی اقدامی کمککننده به رشد و توسعه اقتصادی کشور است. حوزههایی چون قطارهای پرسرعت و نیروگاههای هستهای کوچکمقیاس مواردی هستند که ایران میتواند با استفاده از ظرفیت چین، نسبت به توسعه حوزه انرژی و حملونقل خود اقدام نماید.
بنابراین، نقطه قوت رابطه ایران و چین در نیازهای متقابل و ظرفیتهای مکمل دو طرف نهفته است. ایران میتواند بخشی از نیاز چین به منابع معدنی و امنیت مسیرهای تامین را پاسخ دهد و چین نیز میتواند با انتقال فناوری و توسعه زیرساختهایی همچون قطارهای پرسرعت و نیروگاههای هستهای کوچکمقیاس، بخشی از محدودیتهای ایران را جبران کند. تبدیل این ظرفیتها به همکاریهای پایدار، هدفمند و بلندمدت، میتواند روابط تهران و پکن را از یک شراکت مبتنی بر منافع مقطعی، به رابطهای راهبردی و متکی بر نیاز متقابل ارتقا دهد.









