امیرمهدی ناری: در جیب هر ایرانی امروز اسکناسی است که روی آن عددی به «ریال» نوشته شده، اما هیچکس آن را به ریال نمیخواند. این شکاف کوچک میان قانون و زبان، تهنشست یک روایت بلند تاریخی است؛ روایتی که از ضرابخانههای چکشکاری عصر قاجار آغاز میشود، از میان بحران جهانی نقره و رقابت بانکهای بیگانه میگذرد، در اسفند 1308 به یک قانون تاریخی میرسد و تا امروز — تا لایحه حذف چهار صفر — ادامه دارد.
پیشینهای که دو هزار سال قدمت داردپیش از آنکه به دوره معاصر برسیم، یادآوری کوتاهی لازم است. ایرانیان به واسطه همسایگی با لیدیا، زود با پدیده سکه آشنا شدند، اما دیرتر وارد این عرصه شدند؛ چنانکه پس از فتح لیدیا نیز ضرابخانه شهر ساردس به کار خود ادامه داد. نخستین سکه ملی ایران، «دریک» زرین داریوش بزرگ بود؛ سکهای به وزن 8.4 گرم طلا با تنها سه درصد آلیاژ، که یونانیان آن را «دریکوس» میخواندند و سیزده برابر سکه نقره میارزید. در کنار آن «شکل» نقره و «کرشه» رواج داشت؛ و به گفته مورخان، «کرشه» تنها واژه اصیل ایرانی در فهرست واحدهای پول ماست و بقیه نامها ریشه بیرونی دارند.
پس از آن، «دینار» و «درهم» — که نخستی از واژه یونانی دناریون و دومی از «دراخمه» به معنای «یک مشت پر» گرفته شده — قرنها بر مبادلات ایران حکم راندند. احمد کسروی در مقاله «ارزش دینار و تومان در قرون مختلفه» (مجله آینده، مجلد دوم، شماره مسلسل 14) مینویسد دینار و درهم «از آغاز پیدایش اسلام تا قرن هفتم هجری، نقد رایج ممالک وسیعه اسلامی و از رایجترین و معروفترین نقود دنیا بوده است». او با استناد به سنجش نمونههای موجود در موزههای اروپا، وزن دینار را حدود 4٬3 گرم (22 نخود) و وزن درهم را حدود 3 گرم (15 نخود) گزارش میکند.
نکته کلیدی در نوشته کسروی، نشان دادن عمق سقوط ارزش پول در گذر قرنهاست: «قیمت هر یک دینار اسلامی کمتر از پانزده قران کنونی نبوده، ولی از دینار امروزی هر هزار تا یکقران است؛ به عبارت اخری دینار امروزی 15000 بار کوچکتر از دینار اسلامی میباشد.» او همچنین ریشه «تومان» را میکاود؛ واژهای ترکی-مغولی به معنای ده هزار و مرادف بیور فارسی، که گویا پیش از مغولان و از عهد سلجوقیان در ایران شناخته شده بود. کسروی با ذکر نمونهای مستند مینویسد: «مستوفی، مالیات زنجان و ولایتش را در زمان خود دو تومان مینویسد که تقریبا معادل 200.000 تومان کنونی است.»
میراث آشفته؛ نظام پولی قاجاراگر بخواهیم نقطه آغاز داستان معاصر را پیدا کنیم، باید به قرن نوزدهم برگردیم. حدود 1188 خورشیدی، فتحعلیشاه سکه نقرهای به نام «قران» با وزن 142 نخود ضرب کرد و آن را واحد پول ایران قرار داد؛ قرانی که معادل پنج عباسی، بیست شاهی، یکدهم تومان و هزار دینار بود. اما این واحد از همان آغاز بر شنزار بنا شده بود.
پژوهش «مبانی اجتماعی و سیاسی تبدیل قران و تومان عصر قاجاریه به ریال و اسکناس در دوره رضاشاه» (عاطفه رنجبر جمالآبادی، غلامحسین زرگرینژاد و امیرتیمور رفیعی، فصلنامه تحقیقات تاریخ ایران دوره اسلامی، دوره 2، شماره 4، زمستان 1404) تصویر روشنی از این آشفتگی میدهد: «نظام پولی ایران در دوران قاجار، آینهای تمامنما از ساختار سیاسی و اقتصادی غیرمتمرکز، آشفته و بهشدت متاثر از نیروهای خارجی بود. این سیستم فاقد یکپارچگی ملی و از واحدهای پولی متنوعی تشکیل شده بود.»
مشکل، تنها نظری نبود. به دلیل نبود اسکناس، تمام معاملات با سکه انجام میشد و ارزش سکهها بسته به محل ضرب تفاوت داشت؛ قران نقرهای ضرب تبریز ارزش بالایی داشت، حال آنکه سکههای ضرب استرآباد در شمار بیارزشترین مسکوکات روزگار خود بودند. ضرب سکه در شهرهایی چون تهران، تبریز، رشت، همدان، کرمانشاه، کاشان، اصفهان، شیراز، یزد، کرمان، مشهد و مازندران به مقاطعه به حکام واگذار میشد و حاکمان برای کسب منفعت بیشتر، تا آنجا که میتوانستند در عیار مسکوکات تقلب میکردند.
تقلب به ضرابخانهها محدود نمیماند. صرافان ناراست، نوارهای بسیار نازکی از اطراف سکهها میبریدند؛ و صرافانی که کمتر اهل تقلب بودند، سکههای امانتی مردم را در کیسههای چرمی بزرگ میریختند و ماهها هر روز آن را تکان میدادند تا از سایش سکهها گرد نقره ته انبان جمع شود — بیآنکه ظاهر سکهها تغییر محسوسی کند. سپس انبان را میسوزاندند و تودهای نقره خالص در کف کوره باقی میماند.
مقاله رنجبر جمالآبادی و همکاران، با استناد به گزارش پولاک، به بحران عصر ناصری نیز اشاره میکند؛ دولت برای مقابله با صادرات قرانهای باعیار به هند، قرانهای قدیمی را جمعآوری و سکههای جدید را با وزن کمتر ضرب کرد؛ نتیجه آنکه هندیها از پذیرش سکههای نقره ایرانی خودداری کردند. «این اقدامات، به همراه جنگها و توقیف اموال بزرگان، منجر به کاهش پول رایج در بازار شد. بیاعتمادی مردم به دولت و نبود فرصتهای سرمایهگذاری امن، باعث میشد ثروتمندان پول خود را دفن کرده و از گردش مالی خارج کنند.»
شعری که آن روزها بر زبان کودکان و مردم کوچه و بازار میچرخید، بهترین سند این نارضایتی است: «شاه کجکلاه، رفته کربلا، نون شده گرون، یک من یک قرون». به گزارش عصرایران به نقل از محسن شمشیری در ماهنامه اقتصاد خانواده وقتی قیمت نان از منی (سه کیلوگرم) دهشاهی به یک قران رسید، ناصرالدینشاه — که خود لقب «صاحبقران» بر خویش نهاده بود — دستور رسیدگی داد؛ ماموران یک قصاب را دوشقه کردند و یک نانوا را به تنور انداختند تا بهزور جلوی گرانی را بگیرند، اما قیمتها باز هم بالا رفت و ارزش پول کمتر شد.
ضرابخانه مبارکه و شکست یک اصلاحورود نوآوری ضرب ماشینی سکه به ایران با تاخیری چشمگیر نسبت به اروپا صورت گرفت. اروپای غربی از قرن شانزدهم تجربه ضرابخانه ماشینی را آغاز کرده بود، اما ایران همچنان بر شیوه سنتی «ضرب چکشی» پای میفشرد؛ شیوهای با معایب فراوان؛ کیفیت پایین سکهها، نقوش ناقص، استهلاک سریع و خارج نشدن سکههای مستهلک از چرخه.
نخستین اقدام جدی برای مکانیزه کردن ضرب سکه در اوایل دهه 1860 م آغاز شد که به شکست انجامید. دومین تلاش در دهه 1870م با کمک هیاتی از اتریش صورت گرفت و سرانجام در سال 1256 خورشیدی، «ضرابخانه مبارکه» در محل کنونی ضرابخانه تهران تاسیس و در 24 خرداد 1256 با حضور ناصرالدینشاه افتتاح شد؛ ضرابخانهای که قادر بود در هر دقیقه چهلوپنج سکه ضرب کند.
اما این پروژه هم به حاشیه رفت. مقاله فصلنامه تحقیقات تاریخ ایران دوره اسلامی، به نقل از رودی متی، تحلیل دقیقی از علت شکست ارايه میدهد: «محور اصلی تحلیل، تضاد میان اصلاحطلبان (مانند میرزا علیخان امینالدوله و کارشناسان خارجی) که به دنبال ایجاد یک نظام پولی متمرکز، کارآمد و باثبات بودند، و جناح سنتی و قدرتمند دربار (امینالسلطان و امینالضرب) است که منافع شخصی و گروهی خود را در حفظ سیستم ناکارآمد، غیرمتمرکز و فاسد پیشین میدیدند. شکست پروژه نه به دلیل نقص فنی دستگاهها، بلکه به طور عمده به دلیل مقاومت شدید گروههایی بود که از سیستم سنتی سودهای کلان میبردند.»
بحران جهانی نقره؛ زخمی که کهنه شداز حدود سال 1250 خورشیدی پول ایران زیر تاثیر بحران جهانی نقره قرار گرفت. دو عامل اصلی بهای نقره را در جهان فروریخت: افزایش تولید نقره پس از 1870 م و کنار گذاشتن سیستم دوفلزی توسط بسیاری از کشورها. نسبت قیمت طلا به نقره که از قرن هفدهم تا اواسط قرن نوزدهم تقریبا ثابت بود (چهارده تا شانزده برابر)، به ضرر نقره تغییر کرد.
ایران، که پایه پولیاش بر نقره استوار بود، مستقیما آسیب دید. رابطه نقره به طلا در ایران یک به چهارده و در اروپا یک به پانزدهونیم تا شانزده بود؛ همین اختلاف، خروج هر کیلو طلا از ایران را برای صادرکننده 10 تا 14 درصد سودآور میکرد و موجی از فعالیت برای صدور طلا از کشور به راه انداخت. تجارتخانههای خارجی مانند کاستلی و رالی، شعبههایی برای صدور طلا در تهران و تبریز دایر کردند.
آمارها گویاست که ارزش قران در برابر لیره انگلیس که در سال 1250 معادل یکبیستوسوم لیره بود، در سال 1293 به یکشصتودوم سقوط کرد و در اواخر سال 1310 به یکصدوبیستم رسید.
بانک شاهنشاهی؛ وقتی امتیاز چاپ پول به بیگانه رسیدتا سال 1267 خورشیدی که بانک شاهنشاهی تاسیس شد، پول رایج ایران فقط سکه بود و در کنار آن اسنادی چون بیجک و برات و حوالههای بانک جدید شرق در دادوستد به کار میرفت؛ اما با تاسیس این بانک، به موجب فصل سوم امتیازنامه، «انحصار انتشار اسکناس که میباید در دست دولت باشد به دست بیگانگان افتاد».
بانک شاهی مجاز بود حداکثر معادل 800 هزار لیره انگلیس اسکناس منتشر کند. در نخستین سال فعالیت، مجموع اسکناس در گردش 50 هزار لیره بود، اما در سال 1308 خورشیدی به رقم 3 میلیون و 21 هزار و 883 لیره (معادل 17.5 میلیون تومان) رسید. اسکناسهای این بانک که براساس ترجمه فارسی امتیازنامه «بلیط» نامیده میشدند، در قطعات 1 تا 1000 تومانی منتشر میشد و در سال 1268 با تصویر شیر و خورشید در یک سو و تصویر ناصرالدینشاه در سوی دیگر به جریان افتاد.
نکته تلخ ماجرا اینجا بود که وجه این اسکناسها تنها در شعبه محل صدور قابل پرداخت بود و هر شعبه برای تبدیل بلیط شعب دیگر، مبلغی کسر میکرد — روشی که عملا کشور را پارهپاره میکرد. صرافان ایرانی برای مقابله با این رقیب نیرومند، اسکناسها را در یک نقطه انباشته میکردند و یکجا به گیشه میبردند. در اضطراب جنگ جهانی اول، بانک نتوانست در برابر همه اسکناسهای ارايهشده پول فلزی بپردازد و ارزش اسکناسهایش تا 30 درصد تنزل کرد؛ سرانجام با وساطت دولت انگلستان و به موجب «قانون اسکناس بانک شاهنشاهی ایران» مصوب 7 اردیبهشت 1294 مجلس شورای ملی، این اسکناسها برای دو ماه رواج اجباری یافت.
1308؛ سال تصمیمبا روی کار آمدن رضاشاه، ایران پس از جنگ جهانی اول با بحرانهای چندگانه روبهرو بود: خزانه ناتوان، نبود توازن میان واردات و صادرات، و سیل کالاهای خارجی که اعتبار تولید داخلی را از میان میبرد. بحران 1929 ضربه نهایی را زد؛ در مدت دو سال ارزش نقره 42 درصد کاهش یافت و از 24 پنی در بازار لندن در سال 1929 به 14 پنی در سال 1931 رسید.
در بهمن و اسفند 1308 بیش از ده نامه به تیمورتاش، وزیر دربار، رسید. علیاکبر داور، محمد مصدق، مصطفی فاتح، سیدحسن تقیزاده، اسماعیل ممتاز، حسین پیرنیا، حسن وثوق، غلامحسین مسعود و دیگران دیدگاههای خود را برای حل مشکل تنزل پول اعلام کردند. وجه مشترک این چارهاندیشیها روشن بود؛ منع واردات نقره، کنترل اسعار خارجه از سوی دولت، تغییر پشتوانه پول از نقره به طلا، و افزایش صادرات (گلمحمدی، «اسنادی از ارز و انحصار تجارت خارجی در دوره رضاشاه»، اسناد 5 تا 17).
دولت دو قانون را ضروری دانست: نخست «قانون تفتیش و نظارت بر خریدوفروش ارزهای خارجی» که در 6 اسفند 1308 در هشت ماده تصویب شد و براساس آن حق خرید و فروش اسعار خارجی به دولت واگذار و تعیین نرخ ارز به کمیسیونی پنجنفره سپرده شد.
اما رویداد اصلی در 18 اسفند 1308 در صحن مجلس شورای ملی رخ داد. براساس مشروح مذاکرات مجلس (دوره هفتم، جلسه 105)، وزیر مالیه با این جملات لایحه را تقدیم کرد: «مسيله مسکوک رایج مملکت و تثبیت آن و تبدیل به واحد طلا همیشه منظور نظر دولت بوده است... در این اواخر که تنزل نرخ نقره منضما به عوامل دیگر موجب تنزل قران شده، در تعقیب سایر اقدامات دولت، تسریع در عملی نمودن این مقصود نیز بیشتر مورد توجه و اهتمام واقع گردید.»
ماده نخست لایحه، حکم تاریخی را صادر میکرد: «واحد پول قانونی ایران ریال طلا است که به صد دینار تقسیم میشود.» در همان جلسه، ريیسالوزرا نیز لایحه ایجاد وزارت اقتصاد ملی را تقدیم کرد — نهادی که وظیفهاش «فراهم آوردن موجبات تکثیر قوه مولده ثروت عمومی» و «ترقی و توسعه تجارت مملکت» تعریف شده بود.
قانون در 27 اسفند 1308 به تصویب رسید. مفاد آن را میتوان چنین خلاصه کرد؛ پایه پولی از نقره به طلا تغییر یافت؛ «ریال» معادل صد دینار جایگزین «قران» شد که هزار دینار بود؛ هر ریال معادل 0٬3661191 گرم طلای خالص تعیین شد؛ سکه طلای بیستریالی «پهلوی» با 7٬322382 گرم طلای خالص و دهریالی «نیمپهلوی» ضرب شد؛ ورود طلا آزاد و ورود نقره (جز نقره صنعتی) ممنوع شد؛ و ضرب سکه نقره، نیکل و مس در انحصار دولت قرار گرفت. نکتهای که کمتر گفته میشود؛ این قانون وزن پهلوی طلا را عینا مانند لیره انگلیسی تعیین کرد؛ به بیان دیگر، دولت ایران عملا سیستم پولی انگلستان را پذیرفت.
با این قانون، دو صفر از دینار حذف شد. دینار جدید معادل صد دینار قجری تعریف شد، یک تومان معادل هزار دینار جدید و هر ریال معادل صد دینار جدید. به این ترتیب، نخستین و نزدیکترین تجربه «حذف صفر» در تاریخ پول ایران به سال 1308 بازمیگردد.
ریال از کجا آمد؟واژهای که جایگزین قران شد، خود بیگانه بود. در اوایل دوره صفوی و با گشوده شدن راه پرتغالیها به ایران، سکههای پرتغالی-اسپانیایی به نام «ريال» رواج یافت. این سکه بر مبنای وزنش معادل 1175 دینار گرفته میشد و از قرن دهم هجری به ایران راه یافت. با قانون 1308، ارزش ریال به 1000 دینار (مطابق قران) کاهش داده شد.
بانک ملی و پایان یک انحصارقانون 1308 بدون بازوی نهادی، کاغذی بیش نبود. در 14 اردیبهشت 1306 لایحه تشکیل بانک ملی از تصویب مجلس گذشت و دولت مکلف شد برای پیشرفت امور تجاری و کشاورزی و صنعت، این بانک را تاسیس کند. بانک ملی از 17 شهریور 1307 کار خود را آغاز کرد.
مهمترین گام بعدی، بازپسگیری امتیاز انحصاری نشر اسکناس از بانک شاهنشاهی در سال 1309 خورشیدی بود. این بازپسگیری رایگان نبود؛ دولت ایران 200 هزار لیره پرداخت کرد، از حق بازرسی حسابهای بانک شاهنشاهی و دریافت حق امتیاز ششدرصدی سود ویژه محروم شد، و در مقابل بانک شاهی اجازه یافت در برابر رهن املاک غیرمنقول وام بدهد.
مقاله فصلنامه تحقیقات تاریخ ایران دوره اسلامی این اقدام را چنین ارزیابی میکند: «این اقدام، یک بیانیه سیاسی قدرتمند در راستای کسب استقلال مالی و پایان دادن به سلطه بیگانگان بر اقتصاد کشور به شمار میرفت. همچنین، یک نهاد سیاسی برای قطع نفوذ بانکهای خارجی و انحصار ضرب و انتشار پول بود.»
در سال 1311 خورشیدی ضرابخانه شاهی نیز گشایش یافت و ضرب سکه به طور کامل زیر کنترل دولت درآمد. از سال 1311 بانک ملی انتشار اسکناس را آغاز کرد و در شهریور همان سال، قران رسما فاقد ارزش قانونی اعلام شد. نخستین سری اسکناسهای رسمی ایران در لندن به چاپ رسید.
اما این پروژه نوسازی از تناقض خالی نبود. رضاشاه مدیریت بانک ملی را به مدیری آلمانی به نام «کورت لیندنبلات» واگذار کرد؛ انتخابی که به وقوع اولین اختلاس در این نهاد تازهتاسیس و آشکار شدن ضعف ساختارهای نظارتی انجامید (زرگر، 1372: 225).
آزمون واقعیت؛ از 1310 تا جنگدیری نپایید که نظام تازه با واقعیت سخت اقتصاد جهانی روبهرو شد. بر اثر بحران 1307 تا 1311، کشورهای بزرگ یکی پس از دیگری قابلیت تبدیل پولهای خود را محدود کردند. پس از آنکه انگلستان در 1931 لیره را از طلا جدا کرد، دولت ایران ناچار شد قانون 1308 را تعدیل کند؛ در 22 اسفند 1310 «قانون اصلاح واحد و مقیاس طلا» تصویب شد و از اول فروردین 1311 ارزش ریال به 0٬07322382 گرم طلا کاهش یافت.
سیاستهای حمایتی و کنترلی ادامه یافت؛ تشکیل کمیسیون نظارت ارز در 1308، کنترل شدید ارز، ممنوعیت صادرات طلا و نقره، و «سیاست تهاتر» که براساس آن هر واردکننده باید معادل ارزش واردات خود، محصولات کشاورزی و صنعتی ایران را صادر میکرد (مجله بانک ملی، 1318، ش36: 231).
از سوی دیگر، دولت از سیاست ساماندهی به سمت انحصار حرکت کرد. در 6 اسفند 1309 مجلس کلیات لایحه انحصار تجارت خارجی را تصویب کرد؛ سمیعی، کفیل وزارت اقتصاد ملی، هنگام تقدیم لایحه گفت: «ازجمله مسايلی که لازمه انتظام امور اقتصادی مملکت است... تعدیل صادرات و واردات است... و انجام چنین امری هم وقتی ممکن است که تجارت خارجی در انحصار دولت بوده و حق وارد کردن و صادر نمودن و تعیین میزان واردات و صادرات مخصوص دولت گردد» (روزنامه اطلاعات، 16 اسفند 1309، ص 1).
نتیجه این سیاستها دوگانه بود. از یکسو تراز بازرگانی کشور تنها دو سال پس از تثبیت نرخ ارز مثبت شد (یزدانی و دیگران، 1401: 363-364) و به مدت ده سال نوعی توازن میان درآمدها و هزینههای دولت برقرار بود. احمد متیندفتری، نخستوزیر وقت، در خاطراتش مینویسد: «ما در آن ایام سیاست محکم و ثابت پولی داشتیم که مانع تورم و گرانی هزینه زندگی بود. در آن دوران مستخدمین دولت با اشل سی و دو تومان، زندگی بالنسبه مرفهی داشتند... اصولا شاه با هر اضافه حقوقی مخالف بود» (عاقلی، 1370: 166-165).
از سوی دیگر، ریال در برابر شوکهای بینالمللی آسیبپذیر ماند؛ رکود بزرگ دهه 1930 و جنگ جهانی دوم نرخ دلار را از 14 ریال به 17 ریال رساند.
شهریور 1320؛ فروریختن سداشغال ایران توسط متفقین، ثبات یک دهه را درهم شکست. شاخص هزینه زندگی که در سال 1315 معادل 100 تعیین شده بود، در 1320 به 243، در 1321 به 467 و در 1322 به 1003 رسید — ده برابر در هفت سال. دلار آمریکا از 17 به 35 ریال و لیره انگلیس از 69 به 140 ریال جهش کرد.
قشون متفقین بانک ملی را به چاپ پول بیشتر وامیداشتند؛ حجم اسکناس از 1350 میلیون ریال به 7762 میلیون ریال در سال 1323 رسید. اما تغییری نهادی نیز رخ داد که اثرش بسیار ماندگارتر بود: طبق قانون، انتشار اسکناس باید با اجازه پارلمان صورت میگرفت، اما در 28 آبان 1321 قانون تغییر کرد و حق دادن مجوز چاپ پول از مجلس سلب و به «هیات نظارت اندوخته اسکناس» واگذار شد. تنها در سال 1321 بیش از 120 درصد به حجم اسکناس افزوده شد.
سالهای پس از آن نیز آرام نبود؛ کسری بودجه 631 میلیون ریالی در 1325 و 2562 میلیون ریالی در 1326، بحران ارزی پس از ملی شدن صنعت نفت، و تورم وارداتی ناشی از جنگ کره. در همان سالها بود که مصدق مردم را به خرید اوراق قرضه ملی و مصرف تولید داخلی فراخواند — تلاشی که با کودتای 28 مرداد 1332 ناتمام ماند.
از قانون پولی و بانکی 1351 تا امروزنظام پولی مدرن ایران سرانجام در قانون پولی و بانکی کشور مصوب 18 تیر 1351 چارچوب حقوقی کامل خود را یافت. ماده یک این قانون مقرر میدارد: «واحد پول ایران ریال است. ریال برابر صد دینار است» و «یک ریال برابر یکصد و هشت هزار و پنجاه و پنج دهمیلیونیم (0٬0108055) گرم طلای خالص است.» همین ماده، تنزل چهارمرحلهای ارزش ریال از 1308 تا 1350 را در دل خود ثبت کرده است.
این قانون همچنین اهداف بانک مرکزی را چنین تعریف میکند: «حفظ ارزش پول و موازنه پرداختها و تسهیل مبادلات بازرگانی و کمک به رشد اقتصادی کشور.»
امروز ریال با کد بینالمللی IRR واحد رسمی است و تمام اسناد و قراردادهای دولتی بر پایه آن تنظیم میشود، اما در محاوره و بازار، «تومان» حکم میراند. در اردیبهشت 1399 مجلس شورای اسلامی کلیات لایحهای را تصویب کرد که براساس آن چهار صفر از پول ملی حذف و واحد رسمی از ریال به تومان تغییر میکند؛ هر تومان جدید معادل 10 ریال فعلی و برابر با صد «قران». اجرای این طرح به دلایل مختلف، ازجمله نیاز به ثبات اقتصادی و فراهم شدن زیرساختها، به تعویق افتاده است. تجربه کشورهایی چون ترکیه که در 2005 شش صفر از لیر حذف کرد نشان میدهد موفقیت چنین طرحهایی به ثبات اقتصادی، برنامهریزی دقیق و اجرای تدریجی وابسته است.
چرا «تومان» نمرد؟پرسش پایانی همان پرسش آغازین است؛ چرا واحدی که نودوچند سال پیش از قانون حذف شد، همچنان زنده است؟
پژوهش رنجبر جمالآبادی و همکاران پاسخی روشنگر میدهد: «دولت توانست قانون را تغییر دهد؛ اما نتوانست عادات زبانی و فرهنگی مردم را که ریشهها در قرنها تاریخ و تجربه داشتند، بهسرعت دگرگون کند. این پارادوکس نشان میدهد که اعتماد و عادت عمومی، بیشتر به تجربه تاریخی و فرهنگی وابسته است تا به اقتدار قانونی دولت.» در عمل، دوگانگی جالبی شکل گرفت: «ریال به واحد ارزش رسمی و قانونی در مبادلات دولتی، اسناد رسمی و روابط بینالمللی تبدیل شد؛ تومان به واحد ارزش اجتماعی و کاربردی در معاملات روزمره و محاسبات ذهنی مردم باقیماند.»
پیشینهای هم در کار بود. جامعه ایران تجربه تاریخی تلخی از پول کاغذی داشت؛ شکست پروژه «چاو» در دوره ایلخانان. کیخاتو در سال 693 هجری قمری فرمان رواج پول کاغذی داد و در هر شهر «چاوخانهای» برپا شد؛ روی چاو نوشته شده بود که تغییردهنده را با زن و فرزند به «یاسا» میرسانند و مالش را به دیوان میبرند. مجازات نپذیرفتن چاو تا اعدام پیش میرفت، اما بازرگانان و مردم آن را نپذیرفتند. این حافظه جمعی، پذیرش اسکناس در 1311 را دشوارتر کرد.
جمعبندی همان پژوهش، جمعبندی این پرونده نیز هست؛ گذار از تومان و قران قاجاریه به ریال و اسکناس، در سه حوزه موفق بود — پایان دادن به وابستگی پولی با لغو امتیاز بانک شاهنشاهی و تاسیس بانک ملی؛ تثبیت نظام پولی از طریق گذار به استاندارد طلا؛ و ایجاد زیرساخت برای پروژههای عمرانی و صنعتیسازی. اما «مقاومت فرهنگی مردم در برابر پول کاغذی و بهویژه تداوم سرسختانه استفاده از واژه تومان، بهوضوح نشان داد که اقتدار دولتی نمیتواند بهسادگی با عادات و فرهنگ دیرینه یک جامعه رقابت کند.»
و شاید مهمترین درس برای امروز همین باشد که آن پژوهش در سطر پایانی خود میآورد: «چالشهایی مانند کاهش مداوم ارزش ریال و تورم مزمن، نشان میدهد که مسايل مربوط به بیثباتی مالی از آن دوران تاکنون به صورت یکپارچه ادامه داشته و نیازمند راهحلهای ساختاری و عمیق است.»
منابعرنجبر جمالآبادی، عاطفه؛ زرگرینژاد، غلامحسین؛ رفیعی، امیرتیمور (1404)، «مبانی اجتماعی و سیاسی تبدیل قران و تومان عصر قاجاریه به ریال و اسکناس در دوره رضاشاه»، تحقیقات تاریخ ایران دوره اسلامی، 2(4)، 123-144
کسروی، احمد، «ارزش دینار و تومان در قرون مختلفه»، مجله آینده، مجلد دوم، شماره مسلسل 14
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره هفتم، جلسه 105، 18 اسفند 1308
قانون پولی و بانکی کشور، مصوب 18 تیر 1351
گلمحمدی، احمد، «اسنادی از ارز و انحصار تجارت خارجی در دوره رضاشاه»، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380
مختاری اصفهانی، رضا، «اسنادی از انجمنها و موسسههای فرهنگی-اجتماعی دوره رضاشاه»، تهران: خانه کتاب، 1392
برهانی، مرجان، «فرازوفرود تراز بازرگانی ایران از آغاز عصر پهلوی اول تا اشغال ایران در جنگ جهانی دوم»، کارنامه تاریخ، پاییز و زمستان 1395
«پول ایران در دوره پهلوی»، نشریه بانک و اقتصاد، دی 1379
قدیریاصلی، باقر، «پول و بانک»
مجلات و آمارنامههای بانک ملی ایران، 1308-1350
روزنامه اطلاعات، سال پنجم، 16 اسفند 1309
259









