به گزارش خبرنگار مهر، اقتصاد ایران برای بیش نیم قرن است که با تورمهای دو رقمی و بالا دست و پنجه نرم میکند. اقتصاددانان در بلندمدت علت اصلی تورم را رشد نقدینگی میدانند. این در حالی است که اقتصاد ایران در یک سال گذشته تجربهای را از سر گذرانده که رابطه متعارف نقدینگی و تورم به تنهایی نمیتواند وضعیت فعلی تورم در کشور را توضیح دهد. به به عبارت دیگر از بهار سال گذشته که دو جنگ به کشور تحمیل شده، غبار نااطمینانی اقتصاد ایران را فراگرفته است. به طبع در زمانی که شوکهای خارجی مکرر به اقتصاد وارد میشود و نا اطمینانی در اوج خود به سر میبرد، صرفا تغییرات نقدینگی نمیتواند پاسخی به چرایی تورم باشد.
اکنون این سوال که مطرح میشود که در شرایط کنونی چگونه تورم کنترل خواهد شد؟ در شرایط عادی که نقدینگی علت اصلی تورم است، بانک مرکزی و سیاستگذار پولی با توجه به ابزارهایی که برای کنترل نقدینگی در دست دارد، متولی اصلی کنترل تورم است. اما در زمان وقوع شوکهای خارجی، عواملی تورم را تعیین میکند، که سیاستگذار پولی کنترل چندانی روی آنها ندارد. در این گزارش به برخی از این عومانل پرداخته شده است.
نرخ ارز ؛ کانال انتقال شوک خارجی به قیمت داخلی
میانگین ماهانه دلار از حدود 111 هزار تومان در مهر 1404 به 163 هزار تومان در اسفند رسید (رشد 47 درصد در 6 ماه)، دقیقا همزمان با تشدید تنشهای نظامی و تحریمی. در فروردین با موج امیدواری نسبت به مذاکرات، نرخ کمی افت کرد (156 هزار تومان)، اما با از سرگیری تنشها در اردیبهشت و خرداد دوباره جهش کرد و در بازه مرداد تا شهریور، با تشدید دوباره نگرانیهای امنیتی (تنگه هرمز، احتمال از سرگیری درگیری) از حدود 189 به بیش از 229 هزار تومان رسید، یعنی در یک سال، رشدی نزدیک به 100 تا 140 درصد. نکته مهم اینجاست که جهشهای نرخ ارز اغلب در بازه چند روزه و همزمان با انتشار اخبار منفی رخ دادهاند، به عبارت دیگر در یک سال سال گذشته عامل اصلی جهشهای ارزی شوکهای خارجی بوده تا عوامل بنیادین اقتصادی.
همچنین ارز هم مانند هر کالای دیگری در اقتصاد است، اگر کمیاب شود گران خواهد شد. ورود ارز به داخل کشور از 2 مسیر اصلی است، نخست فروش نفت و دوم ارز حاصل از صادرات. در شرایط فعلی از دو مسیر در تنگنای شدید قرار گرفته است.
نمودار 1 — نرخ دلار در بازار آزاد، میانگین ماهانه (مهر 1404 تا شهریور 1405؛ هزار تومان)
حلقه بازخورد: نرخ ارز، انتظارات، و نقدینگی
آنچه شوک خارجی را خطرناک میکند، تبدیلشدنش به یک حلقه خودتقویتشونده است: کاهش ارزش ریال قیمتها را بالا میبرد؛ افزایش نرخ ارز انتظارات تورمی را تشدید میکند؛ انتظارات تورمی تقاضا برای ارز و داراییهای بادوام را افزایش میدهد؛ و این تقاضا دوباره بر ریال فشار میآورد. تحلیلها نشان میدهد جنگهای 12روزه و 40روزه از مسیر «فعال کردن انتظارات تورمی و سپس رشد نقدینگی» فشار قیمتی را تشدید کردهاند.
سیالیت پول: علامت نااطمینانی
برای سنجش دقیقتر رفتار نقدشوندگی، متغیری با عنوان سیالیت پول تعریف میشود: نسبت پول یا همان اسکناس و مسکوک و سپرده های دیداری، به شبهپول (سپردههای غیردیداری و بلندمدت). این نسبت نشان میدهد به ازای هر واحد پسانداز قفلشده در سپردههای بلندمدت، چه میزان پول نقد و آمادهبهمصرف در اقتصاد در گردش است؛ هرچه این عدد بالاتر باشد، بخش بیشتری از نقدینگی سیال و مستعد تبدیل سریع به کالای بادوام یا ارز است.
دادههای بانک مرکزی نشان میدهد سیالیت پول در بازه 1397 تا 1404 کاملا همسو با چرخه تنشهای ژيوپلیتیک نوسان کرده است: این نسبت از 32.6 درصد در بهار 1403 به اوج 34.9 درصد در زمستان همان سال (همزمان با تشدید نگرانیهای امنیتی) رسید، سپس با فروکش موقت تنشها در بهار 1404 به کف 31.5 درصد افت کرد، و از آن پس با از سرگیری و تشدید تدریجی بحران، بهطور پیوسته صعود کرد تا در زمستان 1404 به رکورد 34.5 درصد برسد. این الگوی دقیقا همزمان با نوسانات نرخ ارز، نشان میدهد سیالیت پول یک شاخص پیشرو برای اندازهگیری اثر شوک خارجی بر رفتار نگهداری دارایی توسط خانوارهاست: در دورههای افزایش نااطمینانی، مردم پول خود را از سپردههای بلندمدت خارج و بهشکل نقد یا شبهنقد نگه میدارند تا برای واکنش سریع به تغییرات قیمتی آماده باشند رفتاری که خود، دور بعدی فشار تورمی را تغذیه میکند.
نمودار 2 — سیالیت پول (نسبت پول به شبهپول)، به تفکیک فصل (1403 تا 1404؛ منبع: بانک مرکزی ایران).
سرعت گردش پول: تشدیدکننده نامريی
سرعت گردش پول (نسبت GDP اسمی به نقدینگی) در شرایط عادی نسبتا باثبات است، اما در دوره شوک افزایش مییابد؛ چون خانوارها و بنگاهها بهجای نگهداری پول، سعی میکنند سریعتر آن را به کالا یا ارز تبدیل کنند. با توجه به اینکه رشد نقدینگی (53 درصد در پایان 1404) بهمراتب از رشد GDP اسمی پیشی گرفته، و همزمان سیالیت پول در حال افزایش است، شواهد غیرمستقیم نشان میدهد سرعت گردش پول نیز در این دوره صعودی بوده یعنی حتی بدون رشد بیشتر نقدینگی، صرف تغییر رفتار (کاهش تمایل به نگهداری پول) فشار تورمی را چند برابر کرده است.
سهگانه تورم، رشد نقدینگی و رشد نرخ ارز
همبستگی زمانی میان سه متغیر اصلی اسمی اقتصاد کلان گویاست. در بازه 1403 تا 1404، رشد نرخ ارز (خط نارنجی نمودار) همواره پیشتاز بوده و از فصل به فصل شتاب گرفته؛ رشد نقدینگی (خط آبی) با تاخیر و کندتر اما پیوسته دنبال کرده؛ و تورم نقطهبهنقطه (خط پایینی) در بازههای تنش، جهشهای ناگهانی داشته که با چرخه آرام نقدینگی همخوانی ندارد. بهطور مشخص، از ابتدای 1403 تا پایان 1404، رشد نرخ ارز از 23 به 80 درصد رسیده (رشدی نزدیک به چهار برابر) در حالی که رشد نقدینگی تنها از 27 به 53 درصد رسیده است. این فاصله فزاینده میان دو خط، دقیقا نشانگر نقش غالب شوک خارجی (از طریق نرخ ارز) نسبت به عامل پولی صرف است.
نمودار 3 — مقایسه نرخ تورم نقطهبهنقطه، رشد نقدینگی و رشد نرخ ارز، همگی بهصورت سالانه
چرا عوامل برونزا در این دوره غالباند؟
دادههای رسمی بانک مرکزی نشان میدهد رشد نقدینگی نسبت به فصل مشابه سال قبل از حدود 27 درصد در بهار 1403 به بیش از 53 درصد در زمستان 1404 رسیده، یعنی تقریبا دو برابر شده است. اما نکته کلیدی این است که این جهش، نه تدریجی و خطی، بلکه دقیقا از فصل بهار 1404 (همزمان با تشدید تنشهای ژيوپلیتیک و آغاز جنگ 12روزه) شتاب گرفته: از 32.4 درصد در بهار به 36.8، سپس 40.9 و در نهایت 53.3 درصد در پاییز و زمستان رسید. این الگو نشان میدهد شوک خارجی، خود رشد نقدینگی را نیز تشدید کرده یعنی جهت علیت اینبار از رویداد سیاسی به سمت متغیر پولی بوده، نه برعکس.
این الگو با چرخه آرام و پیوسته سیاست پولی همخوانی ندارد، اما کاملا با چرخه اخبار خارجی همراستا است. به بیان دیگر، نقدینگی در حال رشد شرط لازم تورم بالا را فراهم کرده، اما شوک خارجی شرط کافی برای شتابگیری، زمانبندی و حتی تشدید خود رشد نقدینگی بوده است. تا زمانی که منبع نااطمینانی خارجی برطرف نشود، حتی انضباط پولی داخلی توسط بانک مرکزی بهتنهایی نمیتواند انتظارات تورمی را مهار کند و در این شرایط دست سیاستگذار پولی برای کنترل تورم خالی است، به عبارت دیگر کانال اصلی تورمی، دیگر صرفا پول نیست، بلکه اعتماد به آینده روابط خارجی و انتظارات تورمی است.









