به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خبر کوتاه بود، اما وزن تاریخی آن برای یکی از پرحاشیهترین پروندههای اقتصادی ایران، سنگینتر از چند خط خبر داشت؛ «بیژن زنگنه در پرونده کرسنت تبريه شد». خبری که پس از سالها کشمکش حقوقی و سیاسی، دوباره نام قراردادی را بر سر زبانها انداخت که بیش از دو دهه است میان موافقان و مخالفان محل اختلاف است.
کرسنت فقط یک قرارداد گازی نبود؛ این پرونده در طول 23 سال گذشته به نمادی از اختلاف دو نگاه درباره مدیریت منابع انرژی، تصمیمگیری اقتصادی، نقش نهادهای مختلف در سیاستگذاری و نسبت اقتصاد با سیاست تبدیل شده است. برای گروهی، کرسنت نمونهای از فرصت از دسترفته ایران در بازار گاز منطقه است و برای گروهی دیگر، قراردادی پرابهام که از ابتدا نیازمند بررسی و اصلاح بود.
هفته گذشته، حزب توسعه ملی ایران اسلامی اعلام کرد دادگاه رسیدگیکننده به پرونده موسوم به کرسنت، رای برايت بیژن زنگنه، وزیر نفت وقت در زمان انعقاد قرارداد، را صادر کرده است. این خبر اگرچه با واکنشهای مختلفی همراه شد، اما انتشار آن بار دیگر پروندهای را زنده کرد که هنوز بسیاری از ابعاد اقتصادی، حقوقی و سیاسی آن محل بحث است.
آغاز ماجرا؛ قرارداد سال 1381داستان کرسنت به سال 1381 بازمیگردد؛ زمانی که ایران در تلاش بود برای بخشی از ظرفیتهای گازی خود، بازار صادراتی پیدا کند. در آن دوره، شرکت ملی نفت ایران با شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم قراردادی برای فروش گاز میدان سلمان امضا کرد.
میدان سلمان یکی از میدانهای گازی ایران در خلیج فارس است که در مجاورت میدان ابوالبخوش امارات قرار دارد. ایده اصلی قرارداد این بود که گاز تولیدی این میدان پس از فرآورش، از طریق خط لوله دریایی به امارات منتقل شود.
بر اساس روایت حامیان قرارداد، این توافق میتوانست یکی از مهمترین پروژههای صادرات گاز ایران در منطقه باشد. آنها معتقد بودند ایران با فروش گاز به یک کشور همسایه، علاوه بر ایجاد درآمد ارزی، میتوانست جایگاه خود را در بازار انرژی خلیج فارس تثبیت کند.
در بیانیهای که پس از اعلام خبر برايت زنگنه منتشر شد، حزب توسعه ملی اعلام کرد بر اساس قرارداد کرسنت، قرار بود حدود 500 میلیون مترمکعب گاز ترش میدان سلمان از طریق خطوط لوله زیر دریا به امارات منتقل شود. این حزب معتقد است اجرای قرارداد میتوانست ایران را به یک هاب گازی منطقه تبدیل کند.
اما منتقدان قرارداد، روایت متفاوتی داشتند. از نگاه آنها، مسيله اصلی فقط صادرات گاز نبود؛ بلکه نحوه انعقاد قرارداد، شرایط اقتصادی آن و بهخصوص فرمول قیمتگذاری، نیازمند بررسی دقیق بود.
چرا کرسنت جنجالی شد؟اختلاف اصلی درباره کرسنت از همان سالهای ابتدایی شکل گرفت. منتقدان معتقد بودند قیمت تعیینشده برای فروش گاز، متناسب با ارزش واقعی منابع ایران نبود و قرارداد از نظر اقتصادی نیازمند بازنگری است.
در مقابل، مدافعان قرارداد تاکید داشتند که قراردادهای گازی بلندمدت در بازار جهانی معمولا فقط بر اساس قیمت لحظهای تعیین نمیشوند و عواملی مانند ایجاد بازار پایدار، هزینه انتقال، روابط اقتصادی و منافع بلندمدت نیز در آنها اهمیت دارد.
با افزایش اختلافها، اجرای قرارداد به تعویق افتاد و موضوع از سطح یک اختلاف کارشناسی میان متخصصان انرژی، به یک پرونده سیاسی تبدیل شد.
در سالهای بعد، ادعاهایی درباره وجود فساد در فرآیند انعقاد قرارداد مطرح شد. برخی افراد مرتبط با پرونده تحت پیگرد قرار گرفتند و همین موضوع تبدیل به یکی از اصلیترین استدلالهای مخالفان اجرای قرارداد شد.
منتقدان میگفتند ابتدا باید ابعاد تخلفات احتمالی روشن شود و سپس درباره ادامه مسیر قرارداد تصمیمگیری شود. در سوی مقابل، مدافعان قرارداد این پرسش را مطرح میکردند که حتی اگر تخلفی از سوی برخی افراد رخ داده باشد، آیا توقف کامل یک قرارداد بینالمللی بهترین راهکار بوده یا باید مسیر اصلاح، مذاکره یا رسیدگی قضایی دنبال میشد؟
همین نقطه، آغاز یکی از بزرگترین اختلافات درباره کرسنت بود؛ اختلافی که سالها بعد پای شورای عالی امنیت ملی، وزارت نفت، دولتها و چهرههای سیاسی را به میان کشید.
در ادامه مسیر، موضوع کرسنت به شورای عالی امنیت ملی رسید. در آن زمان، سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و نقش این شورا در بررسی پرونده، به یکی از مهمترین محورهای اختلاف تبدیل شد.
منتقدان اجرای قرارداد معتقد بودند ورود شورای عالی امنیت ملی به موضوع، به دلیل نگرانیهای امنیتی و اقتصادی درباره قرارداد بوده است. آنها تاکید داشتند که مسيله فقط یک قرارداد تجاری نیست و ابعاد مهمتری دارد.
اما در سوی دیگر، بیژن زنگنه و حامیان قرارداد، توقف اجرای کرسنت را تصمیمی پرهزینه میدانستند. استدلال آنها این بود که اگر ایرادی در قرارداد وجود داشته، باید از مسیرهای حقوقی و قانونی اصلاح میشد، نه اینکه اجرای آن متوقف شود و پرونده وارد مسیر طولانی اختلافات بینالمللی شود.
از همینجا بود که کرسنت از یک قرارداد انرژی، به یکی از نمادهای اختلاف میان دو جریان فکری در مدیریت کشور تبدیل شد؛ یک جریان که بر ضرورت جلوگیری از اجرای قراردادی دارای ایراد تاکید داشت و جریان دیگر که معتقد بود هزینه توقف قرارداد، بسیار بیشتر از اصلاح آن خواهد بود.
دو روایت متفاوت؛ زنگنه چه میگفت، جلیلی چه پاسخی داشت؟در سالهای پس از توقف اجرای قرارداد کرسنت، اختلاف درباره این پرونده به یکی از جدیترین مناقشات میان برخی چهرههای سیاسی تبدیل شد. در یک سوی این اختلاف، بیژن زنگنه قرار داشت که معتقد بود توقف قرارداد، هزینههای سنگینی برای کشور ایجاد کرده است؛ در سوی دیگر، منتقدانی مانند سعید جلیلی قرار داشتند که تاکید میکردند مسيله اصلی، ابهامات موجود در فرآیند انعقاد قرارداد است.
زنگنه طی سالهای مختلف بارها از عملکرد وزارت نفت در زمان امضای قرارداد دفاع کرد. استدلال اصلی او این بود که کرسنت یک قرارداد صادرات گاز بود که میتوانست برای ایران درآمد، بازار و نفوذ منطقهای ایجاد کند و اگر ایرادی در آن وجود داشت، راهکار، اصلاح یا پیگیری حقوقی بود، نه توقف کامل اجرای قرارداد.
او همچنین بارها درباره پیامدهای توقف قرارداد هشدار داد و معتقد بود ایران نهتنها درآمد حاصل از فروش گاز را از دست داده، بلکه با شکایت طرف مقابل در مجامع بینالمللی نیز مواجه شده است.
در مقابل، سعید جلیلی و جریان منتقد قرارداد، نگاه دیگری داشتند. آنها تاکید میکردند که مسيله کرسنت صرفا یک اختلاف کارشناسی درباره یک قرارداد اقتصادی نیست، بلکه باید ابعاد مربوط به نحوه انعقاد قرارداد و ابهامات مطرحشده درباره آن بررسی شود.
یکی از اصلیترین محورهای اختلاف میان دو طرف، این بود که آیا وجود ایراد یا تخلف احتمالی در فرآیند انعقاد قرارداد، باید به توقف اجرای آن منجر میشد یا اینکه مسیر دیگری مانند اصلاح قرارداد، مذاکره مجدد یا پیگیری قضایی باید دنبال میشد.
مناظرهای که هیچوقت برگزار نشدبا بالا گرفتن اختلافها، موضوع کرسنت به فضای رسانهای و سیاسی نیز کشیده شد. یکی از بخشهای پرحاشیه این ماجرا، دعوتهای بیژن زنگنه از سعید جلیلی برای برگزاری مناظره درباره ابعاد قرارداد بود.
زنگنه معتقد بود بسیاری از اتهامها و انتقادهای مطرحشده درباره کرسنت باید در یک گفتوگوی مستقیم و علنی پاسخ داده شود. او بارها اعلام کرد آماده است درباره جزيیات قرارداد، نحوه تصمیمگیریها و پیامدهای توقف آن توضیح دهد.
اما این مناظره برگزار نشد. جلیلی نیز در پاسخ به این درخواستها تاکید داشت که موضوع کرسنت باید در مسیر قضایی بررسی شود و جای رسیدگی به اتهامات، دادگاه است.
همین اختلاف درباره شیوه بررسی پرونده، خود به بخشی از مناقشه تبدیل شد؛ یک طرف بر شفافیت رسانهای و گفتوگوی عمومی تاکید داشت و طرف دیگر، مسیر قضایی را محل اصلی رسیدگی میدانست.
از توقف قرارداد تا داوری بینالمللیتوقف اجرای قرارداد، پای کرسنت را به محافل حقوقی بینالمللی باز کرد. شرکت کرسنت پترولیوم امارات به دلیل اجرا نشدن قرارداد، اقدام به پیگیری حقوقی و طرح دعوا در فرآیند داوری بینالمللی کرد.
این مرحله، یکی از مهمترین بخشهای پرونده کرسنت بود؛ چراکه یک اختلاف داخلی درباره یک قرارداد انرژی، به یک دعوای بینالمللی تبدیل شد.
طرف ایرانی در این فرآیند استدلالهایی درباره ایرادات قرارداد و شرایط اجرای آن مطرح کرد، در حالی که طرف مقابل بر تعهدات قراردادی ایران و زیانهای ناشی از اجرا نشدن توافق تاکید داشت.
در سالهای گذشته، ارقام مختلفی درباره خسارتهای احتمالی این پرونده مطرح شده است. حزب توسعه ملی در بیانیه اخیر خود پس از اعلام خبر برايت زنگنه، مدعی شده است که توقف قرارداد باعث تحمیل خسارتی حدود 35 میلیارد دلار ناشی از عدم فروش گاز به کشور شده و همچنین شرکت اماراتی نیز در فرآیندهای حقوقی، ادعای حدود 20 میلیارد دلار زیان را مطرح کرده است.
با این حال، درباره میزان دقیق خسارت، رقم نهایی و مسيولیت حقوقی آن، روایتهای متفاوتی وجود دارد و ارقام مطرحشده از سوی طرفهای مختلف نیازمند بررسی بر اساس اسناد رسمی و آرای نهایی داوری است.
خسارت فقط عدد دلار نبودبحث درباره خسارت کرسنت فقط به رقمهای مالی محدود نمیشود. مدافعان قرارداد معتقدند توقف آن علاوه بر از دست رفتن درآمدهای صادراتی، پیامدهای دیگری نیز داشت؛ از جمله از دست رفتن یک بازار صادراتی، کاهش فرصت حضور ایران در تجارت گاز منطقه و تبدیل شدن یک قرارداد اقتصادی به یک پرونده طولانی حقوقی.
در مقابل، منتقدان قرارداد معتقدند نمیتوان صرفا با نگاه اقتصادی به موضوع نگاه کرد و باید هزینههای احتمالی یک قرارداد دارای ایراد نیز در نظر گرفته شود.
به همین دلیل، کرسنت همچنان محل برخورد دو نگاه است؛ نگاهی که هزینه اصلی را در «توقف قرارداد» میبیند و نگاهی که هزینه را در «اصل قرارداد و شرایط انعقاد آن».
پروندهای که وارد رقابتهای سیاسی شدکرسنت در سالهای بعد از یک پرونده اقتصادی فراتر رفت و به یکی از موضوعات مطرح در رقابتهای سیاسی تبدیل شد. نام این قرارداد در انتخاباتها، مناظرهها و اظهارنظرهای جریانهای مختلف بارها مطرح شد.
موافقان زنگنه، کرسنت را نمونهای از هزینه تصمیمهای سیاسی در برابر فرصتهای اقتصادی میدانستند و منتقدان او، این پرونده را نمونهای از ضرورت دقت بیشتر در قراردادهای بزرگ انرژی عنوان میکردند.
اما در میان تمام این اختلافها، یک سوال همچنان باقی بود: مسيولیت نهایی پیامدهای کرسنت بر عهده چه کسی است؟ امضاکنندگان قرارداد؟ کسانی که مانع اجرای آن شدند؟ یا مجموعهای از تصمیمها که طی دو دهه، این پرونده را پیچیدهتر کرد؟
با گذشت سالها، پاسخ به این سوال همچنان محل اختلاف است.
رای برايت زنگنه؛ پایان یک پرونده یا آغاز فصل تازه اختلافها؟پس از سالها کشمکش، خبر صدور رای برايت بیژن زنگنه در پرونده موسوم به کرسنت، بار دیگر این قرارداد را به صدر اخبار بازگرداند. خبری که اگرچه هنوز متن کامل رای دادگاه به شکل عمومی منتشر نشده، اما از نظر سیاسی و رسانهای اهمیت زیادی پیدا کرده است؛ چراکه یکی از اصلیترین چهرههای مرتبط با این قرارداد، پس از سالها انتقاد و اتهام، از سوی دادگاه تبريه شده است.
بر اساس اعلام حزب توسعه ملی ایران اسلامی، دادگاه رسیدگیکننده به پرونده کرسنت رای برايت زنگنه را صادر کرده است. این حزب در بیانیه خود این رای را نشانه بیاساس بودن اتهامات مطرحشده علیه وزیر نفت وقت دانسته و خواستار انتشار متن کامل حکم برای اطلاع افکار عمومی شده است.
البته از منظر حقوقی، باید میان چند موضوع تفکیک قايل شد؛ نخست، وضعیت اتهامات مطرحشده علیه یک فرد و دوم، سرنوشت کلی یک قرارداد بینالمللی و پیامدهای اقتصادی آن. برايت یک متهم در یک پرونده قضایی، لزوما به معنای پایان همه اختلافات حقوقی، اقتصادی و سیاسی مرتبط با یک قرارداد نیست؛ همانطور که وجود اختلاف درباره یک قرارداد نیز بهتنهایی به معنای اثبات جرم برای همه افراد مرتبط با آن نیست.
بیانیهای که دوباره آتش اختلاف را روشن کردپس از انتشار خبر برايت، حزب توسعه ملی در بیانیهای انتقادی، بار دیگر عملکرد جریان منتقد قرارداد را زیر سوال برد. در این بیانیه ادعا شده است که «کارشکنی عدهای با محوریت سعید جلیلی» موجب توقف اجرای قرارداد شده و این اقدام، خسارتهای سنگینی برای کشور به همراه داشته است.
این حزب همچنین خواستار بررسی عملکرد مسيولانی شد که به گفته آنها، در توقف اجرای قرارداد نقش داشتند.
با این حال، این مواضع بخشی از یک روایت سیاسی درباره پرونده است و برای بررسی نهایی مسيولیتها، نیاز به اسناد رسمی، متن آرای قضایی و جزيیات فرآیندهای حقوقی وجود دارد.
پرسش بزرگ؛ اگر قرارداد ایراد داشت، راهحل چه بود؟یکی از اصلیترین پرسشهای پرونده کرسنت همین است؛ اگر منتقدان قرارداد معتقد بودند توافق دارای اشکال است، آیا توقف کامل اجرای آن بهترین گزینه بود یا مسیرهای دیگری مانند اصلاح قرارداد، مذاکره مجدد یا پیگیری حقوقی امکانپذیر بود؟
مدافعان قرارداد معتقدند توقف یک قرارداد بینالمللی، بهخصوص در حوزه انرژی، میتواند هزینههایی فراتر از مسايل مالی داشته باشد؛ چراکه اعتبار تجاری کشور، روابط انرژی و اعتماد طرفهای خارجی نیز تحت تاثیر قرار میگیرد.
در مقابل، منتقدان معتقدند حفظ منافع ملی الزام میکند که پیش از اجرای قراردادهای بزرگ، همه ابعاد اقتصادی و حقوقی آن بررسی شود و اگر ابهامی وجود دارد، نباید صرفا به دلیل اهمیت اقتصادی، اجرای آن ادامه پیدا کند.
کرسنت و سوال میلیارد دلارییکی از بخشهای مهم این پرونده، موضوع خسارتهاست. در سالهای گذشته ارقام مختلفی درباره زیانهای ناشی از توقف قرارداد مطرح شده است.
حزب توسعه ملی در بیانیه اخیر خود مدعی شده است که عدم اجرای قرارداد، حدود 35 میلیارد دلار خسارت ناشی از عدم فروش گاز برای کشور به همراه داشته است. همچنین این حزب اعلام کرده که شرکت اماراتی طرف قرارداد، در فرآیندهای حقوقی، ادعای حدود 20 میلیارد دلار زیان را مطرح کرده است.
اما درباره ارقام دقیق، همچنان اختلاف نظر وجود دارد. میزان واقعی خسارت، نحوه محاسبه آن، رایهای صادرشده در داوریها و مسيولیت هر طرف، موضوعاتی هستند که تنها با بررسی اسناد رسمی و آرای نهایی قابل قضاوت هستند.
با این حال، حتی فارغ از عدد نهایی خسارت، یک واقعیت غیرقابل انکار است؛ پرونده کرسنت هزینههای اقتصادی و مدیریتی قابل توجهی برای کشور ایجاد کرده و سالها از ظرفیت تصمیمگیری و انرژی مدیریتی در بخش نفت و سیاستگذاری کشور گرفته است.
223224









