مهدی رادمنش، از مدیران ارشد شرکت سایپا، در مراسم رونمایی از سه محصول جدید این شرکت در 15 مهرماه انجام شده، به یک نکته کلیدی درباره عقبماندگی صنعت خودرو ایران اشاره کرد و گفت: مشکل اصلی، نه فنی است و نه مهندسی.
به گزارش خبرآنلاین و به نقل از «فرارو»، رادمنشبا اشاره به پلتفرمهای X و S، پلتفرم L90 در پارسخودرو و پلتفرم C3 در کاشان میگوید: این پلتفرمها قابلیت مهندسی بالایی دارند و حتی برخی بیش از 65 درصد داخلیسازی شدهاند. بنابراین اگر پلتفرم مشترک میان خودروسازان داخلی شکل نگرفته، دلیلش نبود توانایی فنی نیست؛ بلکه «چالشهای مدیریتی، تداخل منافع اقتصادی و همپوشانی بازارهای هدف خودروسازان» است.
این اظهارات را باید یک اعتراف مهم از درون صنعت خودرو دانست. تجربه پروژه مشترک ال90 میان سایپا و ایرانخودرو هم نشان میدهد که حتی وقتی اراده اولیه برای تولید محصول مشترک وجود داشته، تفاوت رویکرد مدیریتی و نگرانی از تحتالشعاع قرار گرفتن بازار محصولات اختصاصی، همکاری را به نتیجه نرسانده است. اما این تنها نمونه نیست؛ در دوره مدیریت مهدی خطیبی در ایرانخودرو، تلاشها برای شکلدادن به یک اتحاد استراتژیک میان ایرانخودرو و سایپا در حال انجام بود؛ اتحادی که میتوانست به همافزایی در پلتفرم، قوای محرکه، زنجیره تامین و کاهش هزینهها منجر شود. با این حال، این مسیر نیز به دلیل عدم همسویی مدیران دو خودروساز، اعمال نظر حاکمیت و تحولات مدیریتی پس از آن، ناتمام ماند و به نتیجهای عملی نرسید.
این دو تجربه در کنار هم یک واقعیت را ثابت میکند: صنعت خودرو ایران در سالهای گذشته نه از کمبود توان مهندسی، بلکه از بحران هماهنگی و حکمرانی رنج برده است و هر بار که همکاری و اتحاد استراتژیک در آستانه شکلگیری بوده، منافع سازمانی، تغییرات مدیریتی و نبود نهاد تنظیمگر توانمند، آن را به حاشیه برده است.
رادمنش در تشریح راهحال ممکن برای همکاری، تاکید میکند که اگر همکاری میان ایرانخودرو و سایپا در تولید قوای محرکه، موتور، گیربکس و با تمرکز ویژه بر خودروهای هیبریدی شکل گیرد، میتوان نیاز به واردات قطعات در شرایط تحریمی را کاهش داد و توان کل صنعت خودرو کشور را بالا برد، اما این هدف بدون توافقات کلان میان خودروسازان و ایجاد همگرایی مدیریتی محقق نمیشود و باید منافع ملی بر تضادهای سازمانی اولویت یابد.
اما مسيله فقط هماهنگی میان دو خودروساز نیست؛ امروز مدل مدیریتی سایپا به تنهایی به یکی از گرههای اصلی بحران صنعت خودروی کشور تبدیل شده است. سایپا در روزهای گذشته از محصولات جدیدی رونمایی کرده و تصاویر و وعدههای آن منتشر شده است، اما در عمل با تاخیر بالای تعهدات، ناتوانی در تولید کامل محصولات و عرضه به موقع به مشتریان روبهرو است. نتیجه این ناهماهنگی میان رونمایی و تحویل، انباشت تعهدات معوق نزدیک به 100 هزار دستگاه و بیش از 87 درصد از کل تعهدات معوق تمامی خودروسازان به مشتری است؛ عددی که برای یک خودروساز بزرگ، نشانه اختلال در زنجیره تولید، تامین و مدیریت تقاضاست. این وضعیت را باید مستقیما محصول سیطره مدیریت دولتی بر سایپا دانست؛ مدیریتی که در آن تصمیمگیری سیاسی، تغییرات مکرر مدیریتی و نبود پاسخگویی، جای برنامهریزی صنعتی منسجم را گرفته است.
در مقابل، ایرانخودرو با مدیریت بخش خصوصی در 18 ماه گذشته، آن هم در شرایط سخت جنگ، تحریم و محاصره اقتصادی، توانسته میزان تولید و نرخ اشتغال را حفظ کند و تعهدات معوق خود را در پایینترین سطح ممکن نگاه دارد تا جایی که تحویل برخی سفارشها حتی ظرف کمتر از 10 روز صورت میپذیرد. وقتی مدیریت خصوصی با اختیار تصمیمگیری، پاسخگویی به بازار و تمرکز بر نقشه راه توسعه محصول همراه شود، نتیجهاش حفظ تولید، کنترل تعهدات و پیشبرد برنامههای توسعه است. اما سایپا با مدیریت دولتی، حتی با وجود رونمایی از محصولات جدید، در شرایطی پیچیده قرار دارد و فاصله این شرکت با استانداردهای عرضه و تعهد به مشتری بیشتر شده است.
امروز شرایط در حال تغییر است. مدیریت ایرانخودرو به بخش خصوصی واگذار شده و نقشه راه توسعه محصولات این شرکت با جدیت دنبال میشود. این تجربه نشان میدهد که خروج دولت از تصدیگری، اگر با راهبرد توسعه محصول، سرمایهگذاری در فناوری و پاسخگویی به بازار همراه شود، میتواند نتایج مثبتی به همراه داشته باشد. اکنون نوبت سایپا است که با خصوصیسازی واقعی، از تصدیگری دولت خارج شود و توسعه محصول و ارتقای کیفیت را در اولویت قرار دهد. خصوصیسازی سایپا باید همراستا با خصوصیسازی ایرانخودرو و در چارچوب یک سیاست صنعتی منسجم طراحی شود تا دو خودروساز بزرگ کشور به جای رقابت مخرب، در زیرساختهای مشترک مانند پلتفرم، موتور، گیربکس و خودروهای هیبریدی همکاری کنند.
در این میان، دولت باید نقش تنظیمگر و تسهیلگر را ایفا کند و از بنگاهداری و مدیریت تولید دست بردارد. خودروسازان نیز باید در شرایط پیچیده فعلی، در توسعه زیرساختهای مشترک همکاری کنند. در غیر این صورت، خصوصیسازی بدون تغییر رویکرد مدیریتی و حکمرانی صنعتی، فقط هزینهها را از جیب مردم به شکل دیگری جابهجا میکند.
امروز این فرصت وجود دارد که با واگذاری اصولی و صحیح مدیریت شرکت سایپا به بخش خصوصی، زمینه همکاری میان دو شرکت بزرگ خودروسازی کشور فراهم شده و ضمن کاهش هزینهها، سرعت تولید و ارايه هرچه بهتر خدمات به عموم مردم ایران ممکن شود.
333




