تبلیغات

سیاستپزشکیان شعار«ایران برای همه ایرانیان»را اجرایی کرد/ «وفاق» دغدغه‌ مشترک در مسايل ملی

سیاستپزشکیان شعار«ایران برای همه ایرانیان»را اجرایی کرد/ «وفاق» دغدغه‌ مشترک در مسايل ملی

خبرگزاری جمهوری اسلامی در راستای رسالت اطلاع‌رسانی خود در روزهای جنگ تحمیلی 12 روزه و دوره پساجنگ میزبان شخصیت‌های متعددی از مسيولان و کارگزاران نظام گرفته، تا چهره‌های فرهنگی و هنری و اعضای احزاب و تشکل‌های سیاسی بود تا در شرایطی که «نبرد رسانه‌ای» و «جنگ روایت‌ها» نقشی عمده‌ در جنگ ترکیبی در حال وقوع دارند، با انعکاس دیدگاه و تحلیل این افراد به جامعه، سهم خود را در ارايه روایتی معتبر به جامعه ادا کرده باشد.

در ادامه این سلسله گفت‌وگوها، در استودیوی ایرنا میزبان «حجت‌الاسلام رحمت‌الله بیگدلی» فعال سیاسی ، مدرس حوزه و دانشگاه، عضو شورای راهبری انتخاب اعضای دولت چهاردهم به ریاست آقای پزشکیان هستیم. با ایشان در خصوص مسايل جاری کشور، به ویژه بحث جنگ 12 روزه، دوران پساجنگ و شرایط کنونی کشور به گفتگو خواهیم نشست. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفت‌وگو است:

ایرنا: پس از جنگ 12 روزه و تهاجم رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا، شاهد شکل‌گیری اتحاد و انسجامی در کشور بودیم که مقام معظم رهبری آن را «اتحاد مقدس» نامیدند. اکنون در مقطعی حساس قرار داریم؛ چه راهکاری برای حفظ و تداوم این اتحاد وجود دارد و چگونه می‌توانیم پاسخ مقتدرانه‌ای به دشمنان بدهیم و هم‌زمان کشور را به‌خوبی اداره کنیم؟

در جنگ 12 روزه مستقیما با آمریکا می‌جنگیدیم/اسرايیل مجری دستورات بود

حجت‌الاسلام بیگدلی: در جنگ 12 روزه، دشمن برنامه‌ریزی دقیقی داشت ـ و همان‌طور که اخیرا ترامپ رسما اعلام کرد، فرماندهی جنگ با خود آمریکا بود. در واقع، ما مستقیما با آمریکا می‌جنگیدیم و اسرايیل صرفا مجری دستوراتی بود که از سوی آنان صادر می‌شد؛ همان‌گونه که صدراعظم آلمان نیز به آن اشاره کرد. در این جنگ، دشمن طراحی کرده بود تا هم‌زمان با حمله نظامی و هدف قرار دادن برخی از فرماندهان و سران کشور، از درون نیز شکاف و اختلاف ایجاد کند تا عده‌ای به خیابان‌ها بیایند و با تظاهرات، آشوب و اغتشاش، از داخل و خارج نظام سیاسی ایران را تحت فشار قرار دهند و در مدت کوتاهی کار را تمام کنند اما ملت ایران در آن چند روز، شگفتی آفرید و نشان داد که اگرچه ممکن است در نحوه اداره کشور اختلاف‌سلیقه‌هایی وجود داشته باشد، اما در برابر دشمن خارجی، متحد، یکپارچه و استوار ایستاده است. این همبستگی و مقاومت ملت ایران، جهانیان را شگفت‌زده کرد.

همه دنیا از انسجام و وحدت ارزشمندی که در ایران شکل گرفت شگفت‌زده شدند

من در همان ایام جنگ، و همچنین پس از آن، زمانی که مطالب رسانه‌های خارجی را مطالعه می‌کردم، دیدم که واقعا شگفت‌زده شده‌اند؛ نه‌تنها اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها، بلکه کشورهای منطقه، جهان اسلام و حتی کشورهای غیراسلامی نیز از این وحدت و انسجام ملت ایران در حیرت بودند. در آن روزها انسجام و وحدت بسیار ارزشمندی در کشور شکل گرفت، اما نکته مهم این است که این وحدت و هماهنگی ملی حفظ شود. باید تلاش کنیم این همبستگی ملی که در روزهای سخت به وجود آمد، استمرار پیدا کند تقویت شود و از میان نرود.

یکپارچگی در فرماندهی و تصمیم‌گیری در سطح سیاسی و مدیریتی ضروری است

برای حفظ همبستگی ملی، باید مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ در سطوح سیاسی، رسانه‌ای، اجتماعی و فرهنگی انجام شود. در سطح سیاسی و مدیریتی، لازم است کشور از یکپارچگی در فرماندهی و تصمیم‌گیری برخوردار باشد؛ چرا که اگر خدای‌نکرده مراکز متعدد تصمیم‌گیری وجود داشته باشد، می‌تواند آسیب‌های جدی به کشور وارد کند.
اکنون نیز کشور در شرایطی مشابه وضعیت جنگی قرار دارد. ما در حالت آتش‌بس هستیم، نه صلح پایدار؛ و هر لحظه ممکن است دشمن غدار و فرصت‌طلب دوباره حمله کند.

این یکپارچگی باید در چارچوب شورای عالی امنیت ملی و به ریاست ريیس‌جمهور تحقق یابد؛ زیرا در عرصه روابط بین‌الملل، کشورهای جهان دولت و ريیس‌جمهور را به‌عنوان نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران می‌شناسد. بنابراین ضروری است در سطح مدیریت کلان کشور انسجام ایجاد شود و همه تصمیمات و فرماندهی‌ها از مسیر شورای عالی امنیت ملی به ریاست ريیس جمهور انجام گیرد. هر فرد یا نهادی اگر نظر یا پیشنهادی دارد، می‌تواند آن را در شورا مطرح کند، اما در نهایت باید تنها یک صدا از طریق ريیس‌جمهور به بیرون منتقل شود و فرماندهی واحد از همان مرکز صورت پذیرد.

پنهان‌کاری یا انتشار اخبار متناقض آسیب‌های جدی به اعتماد عمومی و امنیت ملی وارد می‌کند

در سطوح رسانه‌ای، لازم است اطلاع‌رسانی کشور به‌صورت شفاف، دقیق و منظم انجام شود؛ زیرا هرگونه پنهان‌کاری یا انتشار اخبار متناقض می‌تواند آسیب‌های جدی به اعتماد عمومی و امنیت ملی وارد کند. با توجه به فعالیت گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای معاند که تمرکز ویژه‌ای بر ایران دارند و همچنین گسترش شبکه‌های اجتماعی داخلی و خارجی، هرگونه عدم شفافیت یا تناقض در اخبار، به‌سرعت توسط افکار عمومی شناسایی می‌شود و می‌تواند زمینه‌ساز بی‌اعتمادی و تضعیف همبستگی ملی گردد.

بنابراین، باید نظام اطلاع‌رسانی کشور شفاف، منظم و هماهنگ شود. تمامی رسانه‌ها — از صدا و سیما گرفته تا خبرگزاری‌ها و مطبوعات — باید زیر چتر یک مدیریت منسجم عمل کنند تا از پنهان‌کاری، موازی‌کاری و انتشار اخبار متناقض، به‌ویژه از سوی مراکز فرماندهی جنگ، جلوگیری شود. این مشکل، متاسفانه نه‌تنها در دوران جنگ، بلکه پیش از آن و حتی امروز نیز وجود دارد و نیازمند اصلاح ساختاری و راهکاری جدی و پایدار است.

جنگ یک مسيله ملی است نه صرفا مقوله‌ دینی/هیچ جریان سیاسی یا مذهبی حق ندارد جنگ را به نام خود مصادره کند

در سطوح فرهنگی و اجتماعی نیز باید از هرگونه بهره‌برداری جناحی از جنگ خودداری شود. جنگ یک مسيله ملی است و حتی صرفا مقوله‌ای دینی نیست؛ همه مردم ایران — چه شیعه و سنی، چه مسلمان و غیرمسلمان، چه یهودی، کلیمی، مسیحی و حتی آتيیست‌هایی که به این کشور علاقه‌مندند — در دفاع از وطن سهیم هستند و باید با یکدیگر همبستگی داشته باشند. هیچ جریان سیاسی، دینی یا مذهبی حق ندارد جنگ را به نام خود مصادره کند، فکر کند که جنگ متعلق به اوست و از آن برای تبلیغات جناحی یا حذف دیگران بهره ببرد.

معمولا در سراسر دنیا، در طول تاریخ، زمانی که جنگی رخ می‌دهد، جریان‌های در قدرت — یعنی مراکز تصمیم‌گیری و حکومت — به بهانه جنگ تلاش می‌کنند رقبای خود را از صحنه حذف کنند. اگر می‌خواهیم همبستگی و انسجام ملی که در دوران جنگ شکل گرفته را حفظ کنیم، باید به‌طور کامل از هرگونه بهره‌برداری جناحی از جنگ خودداری کنیم.

ضرورت تقویت روایت ملی از جنگ در رسانه‌ها/ستاد مقابله با جنگ روانی تشکیل شود

اگر بخواهیم به‌طور مفصل در سطح رسانه و افکار عمومی مصداق‌های آن را بیان کنیم، بسیار طولانی می‌شود و شاید به سوالات دیگر شما نرسیم. ما باید در سطح اجتماع، رسانه و افکار عمومی، مدیریت فضای رسانه‌ای داشته باشیم و از هرگونه پخش شایعه و طرح مسايل تفرقه‌انگیز جلوگیری کنیم. باید امید و همبستگی را در رسانه‌های خودمان ترویج دهیم. همچنین لازم است ستاد مقابله با جنگ روانی تشکیل شود تا بتوانیم با جنگ روانی دشمن مقابله کنیم.

در رسانه‌ها باید روایت ملی از جنگ را تقویت کنیم و در سطح اجتماعی و مردمی نیز روحیه همیاری را میان مردم گسترش دهیم. باید بر ارزش‌های مشترک ملی که میان ما وجود دارد تاکید کنیم و از هرگونه تبعیض، به‌ویژه در دوران جنگ، خودداری شود؛ زیرا اگر مردم در زمان جنگ کوچکترین احساس تبعیضی داشته باشند، این به‌منزله شلیک به همبستگی ملی است.

برای مثال، اگر مردم ناگهان ببینند که گروهی از امکانات اقتصادی و معیشتی به‌راحتی برخوردارند و می‌توانند کالاهای اساسی مانند روغن، صابون، شکر و قند را به‌آسانی تهیه کنند، اما گروهی دیگر در تامین همین اقلام دچار مشکل هستند، احساس بی‌عدالتی ایجاد می‌شود. بنابراین باید از هرگونه تبعیض در دوران جنگ به‌طور جدی جلوگیری شود.

اهداف دفاعی جنگ برای مردم تبیین شود تا دشمن روایت‌سازی غلط نکند

در حوزه فرهنگی و معنوی، باید بر میراث‌های تاریخی خود، چه تاریخ چند هزار ساله و چه تاریخ اسلامی با توجه به اینکه اکثریت ملت ما مسلمان هستند، تاکید کنیم. باید بر ارزش‌ها و میراثی همچون شجاعت، شهادت، صبر و ایمان که ملت ما در طول تاریخ در مقابله با دشمن از خود نشان داده، تکیه کنیم و این مفاهیم را در رسانه‌ها بازتاب داده و در میان مردم عمومی‌سازی کنیم.

همچنین باید امید و پایداری را در میان مردم ترویج کنیم و از ابزارهایی مانند هنر، شعر، موسیقی و فیلم برای انتقال این مفاهیم استفاده کنیم. سیاه‌نمایی در دوران جنگ باید به‌طور کامل ممنوع شود. هرچند ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد، اما باید آنها را موقتا کنار بگذاریم و بعد از پایان جنگ، آسیب‌شناسی کنیم. همچنین لازم است اهداف دفاعی جنگ برای مردم تبیین شود؛ یعنی باید به مردم گفته شود دشمن از این جنگ چه هدفی را دنبال می‌کند تا دشمنان ما نتوانند برای ما روایت‌سازی غلط انجام دهند.

براندازی جمهوری اسلامی هدف میانی و تجزیه ایران هدف اصلی آمریکاست

من اخیرا در منابع آمریکایی خواندم که برخی از نیروهای ارتشی سابق آمریکا و همچنین تحلیلگران آمریکایی بر این نکته تاکید کرده‌اند که هدف اصلی آمریکا از جنگ‌هایی که برای ما تحمیل کرده و رژیم صهیونیستی عملگی آن را انجام می‌دهد، براندازی جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه هدف میانی آمریکا است و هدف اصلی، تجزیه ایران است.

حتی مطالبی از برخی تحلیلگران آمریکایی خوانده‌ام که در فضای مجازی نیز فیلم آن موجود است. تحلیلگرانی مانند جفری ساکس سخنان مهمی در این باره گفته‌اند. برخی از ارتشی‌های سابق آمریکا اظهار کرده‌اند که در دهه 50، پیش از انقلاب اسلامی، آمریکا به‌دنبال تجزیه ایران بود و تاکید کرده‌اند که انقلاب اسلامی، این هدف آمریکا را به تاخیر انداخت. آنها گفته‌اند وقتی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، با توجه به رهبری معنوی و گسترده امام خمینی(ره)، یک همبستگی عجیب دینی و ملی در ایران ایجاد شد و آمریکا دیگر نتوانست بر روی شکاف‌های داخلی ایران سرمایه‌گذاری کند.

در ابتدای انقلاب، سعی کردند این کار را انجام دهند و جریان‌هایی مانند خلق عرب، ترکمن، کرد، ترک و بلوچ را راه بیندازند، اما موفق نشدند و آن طرح‌ها نتیجه نداد. آمریکا در هدفی که پیش از انقلاب اسلامی تعقیب می‌کرد، به‌دلیل همبستگی عجیبی که انقلاب اسلامی میان ملت ایران ایجاد کرد، شکست خورد.

آمریکا احساس می‌کند همبستگی اولیه انقلابی میان مردم، از بین رفته است

اکنون آمریکا احساس می‌کند آن همبستگی اولیه انقلابی که میان مردم به‌وجود آمده بود، از بین رفته یا دستکم تضعیف شده است و می‌گوید: «آن هدفی را که در دهه 50 داشتیم، اکنون می‌توانیم در ایران دنبال کنیم و به نتیجه برسانیم.» زیرا آنها معتقدند وجود یک ایران بزرگ و قدرتمند برای اهداف آمریکا در غرب آسیا خطرناک است.

در قسمتی از یک فیلم‌ آمریکایی که نامش به یادم نیست، نمایش داده می شود که سیاستمداران آمریکایی پشت میز نشسته‌اند و یکی از آنها می‌گوید: «اگر ما بر ایران سلطه پیدا کنیم، می‌توانیم بر کل منطقه ـ به تعبیر آنها خاورمیانه، که ما آن را غرب آسیا می‌نامیم ـ و همچنین اوراسیا و سراسر جهان تسلط پیدا کنیم.»

در مواردی نیز به صراحت گفته‌اند که ایران بزرگ است و نباید اینگونه باشد. یکی از سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی که پیش از انقلاب اسلامی به ایران سفر کرده بود، گفته بود: «ایران خیلی بزرگ است؛ ایران نباید این‌قدر بزرگ باشد.» این اظهارات مربوط به دوران پیش از انقلاب اسلامی است و نشان‌دهنده همان هدف اصلی آن‌هاست.

می‌گویند اگر «آخوندها» بروند، مشکل حل می‌شود

روایت غلط درست می کنند که بگویند هدفشان فقط براندازی جمهوری اسلامی است و اگر «آخوندها» بروند، مشکل حل می‌شود. خیر، مشکل آمریکا آخوندها نیستند. ما باید این بحث را روشن کنیم که هدف اصلی آمریکا، تجزیه ایران است. ما باید این بحث را روشن کنیم که هدف اصلی آمریکا، تجزیه ایران است. برای ما روایت غلط درست می‌کنند که بگویند هدف فقط براندازی جمهوری اسلامی است و اگر «این آخوندها» بروند، مشکل حل می‌شود. خیر، مشکل آمریکا آخوندها نیستند. اتفاقا بسیاری از آخوندهای آمریکایی وجود دارند که آمریکا با آنها کنار می‌آید و حتی حاضر است آنها در مورد پوشش زنان فشار بیاورند که زنان موقع خروج از خانه نقاب یا روبنده بزنند. آمریکا با این مسايل کاری ندارد. آمریکا می‌گوید هدف ما سلطه بر این کشور است و تامین منافع نظامی و اقتصادی‌مان برایمان کافی است؛ حالا هر رژیمی که در کشور حاکم باشد، تفاوتی ندارد.

الان خود تحلیلگران آمریکایی صریحا این نکته را بیان می‌کنند: در ایران دموکراسی وجود دارد — هرچند که دموکراسی مطلق در هیچ جای دنیا وجود ندارد، اما دموکراسی نسبی همراه با پارلمان، انتخابات و مطبوعات در کشور ما برقرار است. آمریکا با ایران می‌جنگد، اما در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که نه پارلمان دارند، نه احزاب، و ساختارهای سلطنت مطلقه بر آنها حاکم است، با آنها کنار می‌آید و مشکلی هم ندارد. بنابراین، مشکل آمریکا نه دموکراسی است و نه جمهوری اسلامی؛ هیچ‌یک از این‌ها نیست. هدف اصلی، تجزیه ایران است.

ایرنا: آقای پزشکیان در تبلیغات انتخاباتی‌شان بر «وفاق ملی» تاکید داشتند و بسیاری معتقدند که انسجام و همبستگی دوران جنگ نتیجه این سیاست بوده است. با توجه به اینکه شما در شورای راهبری انتخاب اعضای دولت ایشان حضور داشتید، ارزیابی شما از تحقق وفاق ملی در یک سال گذشته چیست و موانع احتمالی آن چه بوده است؟

در همان دوره پیش‌از انتخابات و دوران انتخابات، من خودم از کسانی بودم که—هرچند نه با عنوان «وفاق ملی»، اما با مفاهیمی مشابه آن—با آقای پزشکیان گفت‌وگو می‌کردم. من یک یا دو بار، شاید هم بیشتر، به ایشان گفتم که اگر جریان اصلاحات می‌خواهد در کشور موفق شود، باید تلاش کند ارکان نظام را با خود هماهنگ کند و در درجه اول، با رهبری هماهنگی جدی برقرار نماید.

ایرنا: ظاهرا اولین خبر را هم در فضای مجازی شما منتشر کردید که آقای پزشکان نامزد انتخابات می‌شود.

زمانی که خبر نامزدی پزشکیان را توییت کردم عده‌ای نوشتند این حرف‌ها چیست که می‌زنید

هم خبر نامزدی آقای پزشکیان را من دادم و هم خبر تایید صلاحیت ایشان را؛ هر دو خبر را من اولین بار در توییتر مطرح کردم. حتی وقتی گفتم که ایشان کاندیدا می‌شود، برخی از دوستان خود ما نوشتند: «آقا این حرف‌ها چیست که می‌زنید، آقای پزشکیان هنوز تصمیم نگرفته است.» من همان شب در توییتر نوشتم و فردا صبح آقای پزشکیان در مجلس اعلام کردند که «کاندیدا می‌شوند.» در رابطه با تایید صلاحیت‌ها هم، وقتی من توییت زدم و گفتم از منابع موثق مطلع شده‌ام که آقای پزشکیان تایید صلاحیت شده‌اند، باز تعدادی از دوستان در توییتر به ما تاختند و گفتند «این چه حرفی است که زده‌اید»، اما 10 یا 12 ساعت بعد تایید صلاحیت آقای پزشکیان اعلام شد.

من خودم وفاق ملی را واقعا قبول دارم و معتقدم اگر ما بخواهیم در این کشور موفق شویم باید یک وفاق ملی داشته باشیم. اما در درجه اول باید ببینیم وفاق یعنی چه؟ آیا وفاق یعنی تبدیل دولت به شرکت سهامی؟ آیا اینکه ما بیاییم و هر کسی را به هر دلیلی وارد دولت کنیم و پست‌های دولتی را تقسیم کنیم و بگوییم چند پست دولتی بدهیم به این جناح و چند تا به آن جناح؟ آیا معنی واقعی وفاق این است؟ خیر، معنی وفاق این نیست.

معتقدم وفاق به معنای داشتن دغدغه‌ای مشترک در مسايل ملی است

وفاق، از نظر این بنده یعنی داشتن دغدغه‌ای مشترک در مسايل ملی. به این معنا که وقتی مسايل ملی مطرح می‌شود، چه ريیس‌جمهور، چه ريیس قوه قضاییه، چه ريیس مجلس، نمایندگان و سایر ارکان نظام، نباید به شکل جناحی برخورد کنند. نباید گفته شود: «اگر این اقدام انجام شود، دولت پزشکیان موفق می‌شود و فردا ما در انتخابات ضرر می‌کنیم» یا «اگر با وفاق و همبستگی با دولت مرحوم ريیسی برخورد کنیم، موفق می‌شود و دولت اصلاحات دیگر نمی‌تواند سر کار بیاید.» چنین نگرشی کاملا غلط است و وفاق واقعی یعنی فراتر از ملاحظات جناحی عمل کردن.

قبول ندارم که تصور شود تقسیم پست‌ها میان جناح‌ها، وفاق ملی است

ما در مسايل ملی باید دغدغه مشترک داشته باشیم، ولو اینکه از نظر جناحی به ضرر خودمان تمام شود؛ این معنای واقعی وفاق است. من این را قبول ندارم که تصور شود تقسیم پست‌ها میان جناح‌ها خودش وفاق ملی است. البته این را می‌پذیرم که از نیروهای تکنوکرات با هر گرایشی می‌توان در جایگاه‌های مختلف استفاده کرد و در آنجا نباید گرایش جناحی دخالت داده شود. مثلا اگر در حوزه‌ای مانند نفت یا یک کار تخصصی، فلان فرد اصولگرا در دولت اصلاح‌طلب بهتر عمل خواهد کرد، آنجا باید از آن نیرو استفاده شود و نباید یک نیروی ضعیف‌تر را بیاوریم که کار را خراب کند.

اما اگر در سایر حوزه‌ها بخواهیم همین رویکرد را اعمال کنیم، معتقدم این نه تنها وفاق نیست، بلکه خیانت به کشور است. دلیل آن هم روشن است: آقای پزشکیان با ورود به صحنه، به مردم وعده‌هایی داده است، از جمله وعده برداشتن فیلترینگ در صورت روی کار آمدن، که همه از آن اطلاع دارند. همچنین وعده‌های دیگری مطرح کرده که برخی با آن مخالف بوده‌اند، زیرا این عده براساس برداشت خود معتقدند این اقدامات به نفع کشور نیست، در حالی که آقای پزشکیان بر این باور است که این اقدامات به نفع کشور است و علم و استدلال مخالفان نیز برای خودشان حجت محسوب می‌شود.

علم انسان حجت است

در اصول فقه، بحثی وجود دارد که علم انسان حجت است. به این معنا که در پیشگاه خدای متعال، وقتی فرد به محاکمه عدل الهی کشیده می‌شود، ممکن است علم ما نادرست باشد، اما اگر ما بر اساس علم خود عمل کرده‌ایم، معذور خواهیم بود، حتی اگر خطا کرده باشیم اما اگر من کاری را خیانت‌آمیز تشخیص دهم و تنها به خاطر منافع شخصی آن را انجام دهم، در پیشگاه خدا معذور نیستم.

بنابراین معنای وفاق این نیست که همه دیدگاه‌ها و برنامه‌ها یکی شود؛ وفاق به این معناست که دغدغه‌ای مشترک در مسايل ملی داشته باشیم. نکته دوم این است که دولت و هر رکن دیگری از نظام—فرقی ندارد دستگاه قضایی باشد یا سایر بخش‌ها—در امور تخصصی باید از متخصصان با هر گرایش و جناحی استفاده کنند، زیرا در مسايل فنی و تخصصی، رویکرد جناحی معنایی ندارد. برای مثال، اگر کسی در اجرای پروژه دکل‌های نفتی متخصص است—اصلاح‌طلب باشد یا اصولگرا—چنانچه مطمين باشیم کارش را درست انجام می‌دهد، نباید گرایش سیاسی او برای ما مهم باشد، زیرا معتقدیم این فرد به کشور خود خیانت نمی‌کند.

به عنوان مثال، وقتی به پزشک مراجعه می‌کنیم، اصلا برای ما مهم نیست که او اصولگراست یا اصلاح‌طلب، مسلمان است یا یهودی، خدا را قبول دارد یا ندارد؛ آنچه برای ما اهمیت دارد، این است که پزشک کار خود را درست و حرفه‌ای انجام دهد.

ایرنا: این همان چیزی است که آقای پزشکیان بارها در صحبت‌هایش فرموده‌اند.

دقیقا. در مسايل تخصصی باید گرایش‌ها را کنار بگذاریم و از همه متخصصان استفاده کنیم؛ این است معنای واقعی وفاق. یا در شورایی که درباره فیلترینگ تصمیم می‌گیرد، ببینیم کسانی مسيول شده‌اند که برخلاف نظر ایشان رای می‌دهند. این رفتار نه تنها معنای وفاق نیست، بلکه در حقیقت تیر خلاص زدن به وفاق و مطالبات ملی است.

ایرنا: عملکرد یکساله دولت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با توجه به عضویت‌تان در شورا راهبری آیا انتظارات برآورده شده است؟

در شورای راهبری انتخاب اعضای هیات دولت—که این نخستین تجربه انتخاب دولت به این شکل در کشور بود—تعدادی از شخصیت‌ها بررسی شدند و من نیز افتخار خدمت در آن شورا را داشتم. از 19 وزیر، تقریبا 9 تا 10 وزیر نظر مثبت شورای راهبری را دریافت کردند. ما درباره همه تصمیماتی که گرفتیم پاسخگو هستیم. اعضای شورای راهبری مسيولیت تصمیمات خود درباره آن وزرایی که رای مثبت گرفته و سپس به مجلس معرفی شدند، بر عهده می‌گیرند. ما درباره عملکرد همه آنها پاسخگو هستیم و اگرچه ممکن است نگوییم به عملکردشان کاملا افتخار می‌کنیم، اما تا حد بالایی از آن رضایت داریم و ملت نیز عمدتا از عملکرد آن‌ها راضی است. اگر هم مشکلی وجود دارد، ریشه آن در این است که معنای واقعی وفاق در کشور به درستی فهم نشده است.

اظهارنظر ما درباره وزرای پیشنهادی به آقای دکتر پزشکیان مشورتی بود

آقای پزشکیان پس از دریافت نظر شورای راهبری انتخاب اعضای هیات دولت، با سایر ارکان نظام نیز تعامل داشتند، از جمله با مجلس. یقینا اگر ما به ایشان می‌گفتیم همه 19 وزیر پیشنهادی خود را بدون تغییر به مجلس معرفی کند—هرچند نظر ما صرفا مشورتی بود، چون حق ريیس‌جمهور است که وزیر معرفی کند و ما حق انتخاب وزیر نداشتیم—احتمالا مجلس به 15 نفر از آن‌ها رای نمی‌داد و شاید تنها به سه یا چهار نفرشان رای مثبت می‌داد. آقای پزشکیان برای عبور دادن اعضای معرفی‌شده از مراحل متعدد مجلس، استعلام‌ها و کانال‌های مختلف، مجبور شد تعامل و رای‌زنی کند و حتی افرادی را که ما پیش از آن نامشان را نشنیده بودیم، یک‌باره به عنوان وزیر به مجلس معرفی کرد.

پزشکیان، با بازنگری در دولت، روحیه‌ای تازه به ساختار دولت ببخشد

بنابراین، اگر مشکلات و نارضایتی‌هایی وجود دارد، این مسايل مربوط به شورای راهبری نیست و منشا آن جای دیگری است. در این زمینه، ما هم معتقدیم که در کشور مشکلاتی وجود دارد. خود من برخی مسايل را پیگیری کرده‌ام و به این نتیجه رسیدم که واقعا در برخی وزارتخانه‌ها، مدیریت‌ها و استانداری‌ها نارضایتی‌ها و چالش‌هایی هست. امیدواریم آقای پزشکیان با یک بازنگری در دولت و معرفی افراد جدید، وضعیت را اصلاح کرده و روحیه‌ای تازه به ساختار دولت ببخشد. بنا بر این، سخنی که آقای ابطحی درمورد شورای راهبری مطرح کرده، درست نیست و احتمالا ناشی از کم‌اطلاعی است.

ایرنا: به‌رغم همه این مسايل و مشکلاتی که کشور با آن مواجه است و ناترازی‌های مختلف، شما به عملکرد دولت چه نمره‌ای می‌دهید در یکسال گذشته و به نظرتان ما باید چه کار بکنیم برای عبور از بحران‌ها.

پزشکیان با صبر و حوصله وفاق را به گفتمان ملی تبدیل کرد

من به جای دادن نمره، سعی می‌کنم به سوال‌تان پاسخ دهم. دولت آقای پزشکیان از چند جهت موفق عمل کرده است. نخستین موفقیت، توانایی ایشان در تبدیل بحث وفاق به یک گفتمان ملی بود. پس از دهه اول انقلاب اسلامی و حتی در سال‌های ابتدایی انقلاب، وفاق ملی در کشور ما تا حدی کم‌رنگ و نادر بود، اما آقای دکتر پزشکیان با صبر، حوصله و تحمل مشکلات فراوان، موفق شدند وفاق ملی را دوباره به مرکز توجه و گفتمان کشور بازگردانند.

اگر نگاه کنیم، در گذشته اگر گفته می‌شد یک فرد کرد سنی فرماندار جایی شود، ممکن بود در کشور غوغا و جنجال به پا شود، اما آقای پزشکیان موفق شدند یک جوان کرد سنی را به استانداری کردستان منصوب کنند. همچنین توانستند یک بلوچ سنی را استاندار سیستان و بلوچستان کنند و برای اولین بار یک فرد عرب را به استانداری خوزستان منصوب کنند و در مناطق دیگر نیز اقدام مشابه داشتند. ایشان در هیات دولت یک فرد سنی را قرار دادند و معاون توسعه روستایی ريیس‌جمهور را نیز از اهل سنت انتخاب کردند.

پزشکیان شعار «ایران برای همه ایرانیان» را اجرایی کرد

این اقدامات، موفقیتی بزرگ به شمار می‌رود؛ آقای پزشکیان توانستند شعاری را که سال‌ها مطرح شده بود اما به آن عمل نمی‌شد — «ایران برای همه ایرانیان» — تا حدی، هرچند نه به‌طور کامل، در کشور اجرایی کنند. این، یکی از دستاوردهای مهم دولت ایشان محسوب می‌شود.

ملت ایران هرگز بیگانه‌ستیز نیست/پزشکیان عملکرد مثبتی در همبستگی ملی داشت

موفقیت دوم را در همبستگی ملی مشاهده کردیم، به‌ویژه در جریان جنگ 12 روزه. شما دیدید که چه اتفاقی افتاد. البته من شخصا یقین دارم — و نمی‌دانم دوستان این یقین را دارند یا نه — که اگر برنامه سانحه هوایی رخ نمی‌داد و مرحوم ريیسی و دولت سابق در راس قدرت بودند، همبستگی ملی به این شکل در کشور ایجاد نمی‌شد. البته این بدان معنا نیست که ملت ایران بیگانه‌ستیز است؛ برای ما فرقی نمی‌کند که دولت پزشکیان سر کار باشد یا دولت مرحوم ريیسی، یا دولت آقای خاتمی، یا هر دولت دیگری. وقتی از «ملت» صحبت می‌کنیم، منظور این است که همه اقشار و گروه‌های ملت باید در مقابل بیگانگان متحدانه بایستند.

پزشکیان در جنگ 12 روزه و در این یکسال و اندی، کشور را به‌خوبی مدیریت کرد

ما معتقدیم آقای پزشکیان در این زمینه عملکرد موفقی داشته و با وجود میراث بسیار نامطلوبی که از دولت گذشته به ارث رسیده بود، توانست در جریان جنگ 12 روزه و طی نزدیک به دو سال، کشور را به خوبی مدیریت کند. روزی که ایشان در انتخابات پیروز شد، چند ساعت بعد نامه‌ای سرگشاده به ایشان نوشتم و گفتم: «آقای پزشکیان، ما می‌دانیم در کشور چه می‌گذرد، اما متاسفانه امپراتوری رسانه‌ای اجازه نداده مردم واقعیت شرایط کشور و وضعیت تحویل‌گیری شما را درک کنند.»

به آقای پزشکیان پیشنهاد کردم صورت‌جلسه‌ای از وضعیت و شرایط کشور در زمان تحویل تهیه کند

من به آقای پزشکیان گفتم: «یک پیشنهاد برای شما دارم: یک هیات پنج نفره متخصص از جانب خودتان و یک هیات پنج نفره متخصص از جانب دولت مستقر به ریاست آقای مخبر تعیین کنید تا بیایند و صورت‌جلسه کنند که کشور را چگونه و با چه شرایطی تحویل گرفتید. وضعیت خزانه، ناترازی‌ها، معیشت و اقتصاد، شاخص فلاکت و فقر را مشخص کنید. فقط صورت‌جلسه کنید و لازم نیست آن را به مردم اعلام کنید، اما اگر فردا این امپراتوری رسانه‌ای دوباره فعال شد و گفت «ما اسب زین‌کرده به شما تحویل دادیم»، آن زمان می‌توانید همان صورت‌جلسه را نشان دهید و اثبات کنید که کشور را با چنین وضعیتی تحویل گرفته‌اید.»

اگر آقای پزشکیان به توصیه ما عمل می‌کرد، بسیاری از مسايل حل می‌شد، زیرا بخش‌هایی از کارشکنی که در کشور رخ می‌دهد دیگر جرات نمی‌کردند این‌قدر موانع ایجاد کنند و با شعارهای گزاف ادعا کنند که «کشور این‌گونه بود و شما کشور را این‌گونه کردید.»آقای ريیس‌جمهور کشور را با این وضعیت بسیار نامطلوب تحویل گرفته بود، اما متاسفانه به توصیه ما عمل نکردند. البته من این نامه را منتشر کرده‌ام و احتمالا شما آن را مطالعه کرده‌اید. اگر ایشان به توصیه ما عمل می‌کردند، بسیاری از مسايل حل می‌شد، زیرا بخش‌هایی از کارشکنی که در کشور رخ می‌دهد دیگر جرات نمی‌کردند این‌قدر موانع ایجاد کنند و با شعارهای گزاف ادعا کنند که «کشور این‌گونه بود و شما کشور را این‌گونه کردید.»

به عنوان مثال، همین بحث دلار را خود آقایان منتشر کردند. در دولت مرحوم ريیسی پیش‌بینی شده بود که در پایان سال 1403 قیمت دلار به 100 هزار تومان و حتی بالاتر خواهد رسید؛ یعنی اگر دولت آقای ريیسی هم بر سر کار بود، احتمالا قیمت دلار اکنون به 150 هزار تومان رسیده بود. این پیش‌بینی خودشان منتشر شده بود و شما حتما آن را دیده‌اید. من به آقای پزشکیان توصیه می‌کردم: «همه این پیش‌بینی‌ها را همراه با صورت‌جلسه داشته باشید. اگر این مدارک موجود بود، بسیاری از کارشکنی‌ها رخ نمی‌داد و امور بهتر پیش می‌رفت.» اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد.

چالش جدی در مسايل اقتصادی داریم

ما در دو موضوع با چالش مواجهیم: نخست اینکه آقای پزشکیان کشور را در وضعیت نامطلوبی تحویل گرفت. دوم اینکه، براساس شعار وفاقی که آقای پزشکیان مطرح کرده بودند، بخش عمده‌ای از دولت امروز در دست مخالفان ایشان است. این عوامل دست به دست هم داده‌اند تا در برخی حوزه‌ها با مشکلات جدی مواجه باشیم؛ در بخش انرژی مشکلاتی وجود دارد، بحران آب امروز محسوس است و در مسايل معیشتی و اقتصادی نیز چالش‌های جدی دیده می‌شود که بخشی از آن میراث گذشته است و بخشی ناشی از وضعیتی است که دولت به نوعی به یک شرکت سهامی تبدیل شده است.

بخشی از کارگزاران کشور عمدا مانع سرمایه‌گذاری خارجی می‌شوند

متاسفانه در کشور با فساد گسترده‌ای روبرو هستیم و ناکارآمدی نیز زیاد است. بخش مهمی از این ناکارآمدی ناشی از رفتار برخی از کارگزاران حساس، حتی در سطوح بالا، است که عمدا مانع سرمایه‌گذاری خارجی می‌شوند و در سرمایه‌گذاری داخلی هم سد ایجاد می‌کنند. اگر هم بخواهند سرمایه‌گذاری داخلی یا خارجی انجام شود، عده‌ای با بهانه اینکه «ابتدا سهم ما را بدهید، بعد قطره‌چکانی اجازه می‌دهیم کار پیش برود» روند کار را عمدا کند می‌کنند، زیرا پیشرفت سریع کار، نان برخی را در کشور به خطر می‌اندازد.

پزشکیان نیروهای کارآمد، سالم، و وطن‌دوست را از میان یاران وفادارش بر سر کار آورد

اگر آقای پزشکیان می‌خواهد در کشور موفق باشد، نخست باید نظام اداری را سالم کند، ناکارآمدی را از میان بردارد و مدیریت کارآمد، سالم، ملی و وطن‌دوست بر سر کار آورد اگر آقای پزشکیان می‌خواهد در کشور موفق باشد، نخست باید نظام اداری را سالم سازی کند، ناکارآمدی را از میان بردارد و مدیریت کارآمد، سالم، ملی و وطن‌دوست بر سر کار آورد و هم‌زمان مبارزه‌ای بی‌امان با فساد آغاز کند. اگر این اقدامات انجام نشود، با توجه به روند فعلی، خطر آن می‌رود که فساد نه تنها سیستماتیک شود، بلکه به فساد سلولی تبدیل شود و تمامی سلول‌های مدیریت کشور را دربر گیرد؛ وضعیتی که می تواند بسیار خطرناک باشد.

شعار نهج‌البلاغه پزشکیان، آخرین سرمایه اجتماعی ما است

من معتقدم آقای پزشکیان، با توجه به اینکه شعار نهج‌البلاغه را برگزیده و از خطبه‌های حضرت علی(ع) بهره گرفته، باید بداند این آخرین سرمایه اجتماعی ماست. نهج‌البلاغه و آموزه‌های امام علی (ع) بنیان‌هایی هستند که انقلاب اسلامی بر اساس آن شکل گرفته است. انقلاب ما اساسا با الهام از خطبه‌های حضرت علی(ع) شکل گرفت و افرادی چون مرحوم آیت‌الله طالقانی، مرحوم علی شریعتی و شهید مطهری با معرفی نهج‌البلاغه و ارايه اسلام نهج‌البلاغه‌ای، توانستند نسل جوان و دانشگاهی را به اسلام جذب کنند. این، مهم‌ترین سرمایه انقلاب اسلامی است و امروز آقای پزشکیان با تمرکز بر این سرمایه، گام مهمی برداشته است.

هر رجل سیاسی را از همان نقطه‌ای می‌زنند که مبنا و شعار اصلی اوست

این را هم به عنوان حسن ختام عرض می‌کنم که معمولا هر دولتی، هر سیاستمدار و هر رجل سیاسی را از همان نقطه‌ای می‌زنند که مبنا و شعار اصلی اوست. شعار اصلی آقای پزشکیان نهج‌البلاغه، پیروی از حضرت علی (ع)، تخصص و مبارزه با فساد بود. من نگرانم که دشمنان ما، با همراهی برخی عوامل داخلی، طوری عمل کنند که خدای نکرده در دولت آقای پزشکیان فساد بزرگی رخ دهد؛ فسادی که حتی در مقایسه با پرونده سه میلیارد و 400 میلیون دلاری «چای دبش»، پول‌خرد به حساب بیاید.

هدف دشمن، تیر خلاص به نهج‌البلاغه و شعارهای فسادستیز آقای پزشکیان است

هدف آنها این است که تیر خلاص به نهج‌البلاغه بزنند؛ یعنی تیر خلاص به حضرت علی(ع) و شعارهای فسادستیزی آقای پزشکیان. اگر این اتفاق بیفتد، دیگر نمی‌توانیم در آینده از نهج‌البلاغه و آموزه‌های امام علی (ع) برای دعوت مردم به حضور در عرصه‌های سیاسی و صحنه‌های انتخابات استفاده کنیم. دیگر نمی‌توانیم این شعارها را به مردم ارايه دهیم و بگوییم: «بیایید، ما این اقدامات را انجام می‌دهیم.» زیرا مردم خواهند دید که کسانی که چنین شعارهایی داده‌اند، خود به آن عمل نکرده‌اند و استدلال‌شان را از دست خواهیم داد.

اخبار مرتبط

آخرین اخبار بورس و اقتصاد

Rejoining the server...

Rejoin failed... trying again in seconds.

Failed to rejoin.
Please retry or reload the page.

The session has been paused by the server.

Failed to resume the session.
Please retry or reload the page.